![]() |
![]() |
|
| وقایع دانشگاه (نظر یادتون نره) |
|
روز انتخاب واحد بود .....تموم شده بود انتخاب واحد و من بودم....خسته و مستاصل
وقتی اومدم شهرمون بازم غربت رنگ باخت و پا به موطنم گذاشتم به خونه که رسیدم یادمه دقیقا 500 تومن ته جیبم مونده بود یادم افتاد که ای وای خرید مجله محبوبم از یادم رفته-قیمت مجله 300 تومن بود- رفتم بگیرم یه پیرمرد اومد جلو و گفت نوه ام دلش بستنی خواسته پول همرام نیست 200 تومن بهم بده تا دلشو شاد کنم نمیدونم شاید اگه صالح 2 سال پیش بودم همیه پولمو میدادم ولی ندادم... شاید بقیه گداها طرز فکرمو تغییر داده بودند مجله مو خریدم-یادمه عکس هیچکاک رو جلد بود- برگشتم پیرمرد و نوه اش رو دیدم بستنی در دست... هر دو شاده شاد و من......دلم میخواست بمیرم از اون روز از هیچکاک و دویست تومنی متنفرم چون منو یاد پیرمرد میندازن ٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬ من گمان میکردم دوستی همچون سروی سبز. چهار فصلش همه آراستگی است من چه میدانستم هیبت باد زمستانی هست. من چه میدانستم سبزه ی پژمرده از بی آبی سبزه یخ میزند از سردی دی من چه میدانستم . دل هر کس دل نیست قلبها صیقلی از آهن و سنگ قلبها بی خبر از عاطفه اند سخن از مهر من و جور تو نیست سخن از متلاشی شدن دوستی است و عبث بودن پندار سرور آور مهر
حمید مصدق |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سوم مهر 1386ساعت 20:23 توسط نیکی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو
|
| درباره وبلاگ |
این وبلاگ متعلق به هیچ گروهی نیست و فقط برای دل خودم می نویسم
|
| آرشیو موضوعی |
|
طنز داستان وقایع عمومی موسیقی تبلیغ جک حاشیه سینما و موسیقی روز دنیا برنامه امتحانات مقاله پاسخ به نظرات شما کتاب سیاسی داستانک پروکسی نامه های عاشقانه نیما
|
| نویسندگان |
|
نیکی dww فایر kidnap صبا شیوا st2 fofo-music |
|
RSS POWERED BY BLOGFA.COM طراح قالب صالح |