تبليغاتX
دانشگاه آزاد دورود (برق)
وقایع دانشگاه (نظر یادتون نره)
سلام

میخام یه آهنگ محشر از ریکی مارتین بزارم اگه نگیرید نصف عمرتون بر فناست

 

Ricky Martin - Life

Ricky Martin - Life

Download 128 Kbps Full Album Zip (Click Here) 42.1 Mb

Download 24 Kbps Full Album Zip (Click Here) 7.77 Mb

Password For Unzip : www.justmp3.

این بالایی هم پسوردشه

مرسی

 ریکی

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام آبان 1384ساعت 3:3  توسط نیکی | 
سلام

من ریکیم نویسنده جدید گروه حالا از گروه برقم یا نه بماند

واسه اولین پستم یه فیلتر شکن میزارم

نحوه کارش هم اینطوریه

روی لینکه پایینی کلیک میکنید بعد آدرس سایتی که فیلتره وارد میکنید  توی کادر

بعد اینتر میکنید به همین راحتی سایت مورد نظر باز میشه و شما از زندون فیلتر فرار میکنید

http://www.anonproxy.info/

منبع:پاسارگاد

با نظراتتون دلمون گرم میشه

مرسی

ریکی مارتین

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام آبان 1384ساعت 2:51  توسط نیکی | 
سلام

خسته نباشید بچه ها

خوبید؟

من دیگه شاید ننویسم تو این وبلاگ و واگذارش میکنم 

این شاید آخرین نوشته ا ی من باشه

نویسنده بعدی اینجا ریکی مارتینه

تو این مدت اگه از کسی بد نوشتیم و بهشون برخورد معذرت میخام

ضمنا یه معذرت خواهی هم به اقایه مهدی کاظمی بدهکارم

ایشون یکی از بهترین دوستایه منه امیدوارم به دل نگیره که میدونم نمیگره

از بچه های کلاس میکرو پروسسور هم هر که جزوه نگرفته میتونه از اقایه عیسوند بگیره

ضمن اینکه آیدی چت و میل وبلاگ هم تغییر میکنه به

rickymartin_dolar2004@yahoo.com

موفق باشید

مرسی

                                                                                                                                                    

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام آبان 1384ساعت 2:36  توسط نیکی | 

 

آرایشگاه میشا

 

زیبایی را از میشا بخواهید

اصلاح ابرو ۱۸۰۰ تا ....

کپ            ۲۰۰۰ تا ...

برشینگ     ۱۵۰۰ تا ....

مش          ۵۰۰۰ تا ....

آرایش         ۲۰۰۰  تا....

رنگ            ۳۰۰۰ تا ....

های لایت     ۳۰۰۰  تا .....

گریم            ۶۰۰۰  تا .....

اپیلاسیون و ..... دیگر خدمات را از ما بخواهید

آدرس : پاسداران - میدان هروی - بلوار گلزار - کوچه سیزدهم - پلاک ۱۵      تلفن : ۲۲۹۶۳۰۷۱

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام آبان 1384ساعت 0:27  توسط نیکی | 
سالم دوباره پروکسی

استفاده کردید نظر یادتون نره

خوب اینم از اولین پروکسی ها

آدرس ۱۲۸.۴۲.۶.۱۴۳  پورت ۳۱۲۴

آدرس   ۱۲۸.۴۲.۶.۱۴۵پورت ۳۱۲۴

استفاد ه کردید نظر بدید ها

منبع : پاسار گاد

مرسی

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم آبان 1384ساعت 13:16  توسط نیکی | 
سلام

دلم شدید گرفته تنهایه تنهام

 

تو به من خندیدی !


و نمیدانستی

من با چه دلهرهای

سیب را از باغچه ای همسایه دزدیدم ...

باغبان از پی من تند دوید ......

سیب را دست تو دید ......


 

غضب آلوده به من کرد نگاه .....

 ضب آلوده به من

   سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک ... 



 و تو رفتی و هنوز .....

در گوش من آرام آرام خش خشه گام تو تکرار کنان میدهد آزارم .....
  ...




که چرا باغچه کوچک ما سیب نداشت........؟

مرسی

اینو دیگه نظر بدید کلی گشتم پیدا کردم

مرسی

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم آبان 1384ساعت 3:46  توسط نیکی | 
سلام

یه مصاحبه دیدم از عادل فردوسی پور جالب بود

اگه وقت کردید بخونید

 


 

وقتي تصميم مي گيرم که با عادل فردوسي پور به گفتگو بنشينيم ، اصلا تصوري از مشکلات اين کار نداريم . عادل يکي از خوش اخلاق ترين و راحت ترين گزارشگران تلويزيون است .کسي که از نقد شدن نه تنها نمي ترسد که استقبال هم مي کند. او خودش براحتي به نقاط ضعف کارش اشاره مي کند و مطلقا کارش را دست بالا نمي گيرد. همه اينها مي تواند تعارف و تواضعي غيرواقعي جلوه کند، اما با شناختي که ما از فردوسي پور داريم ، اين گونه نيست . او براحتي با هر سوال و هر انتقادي مواجه مي شود و اينها باعث مي شود که گمان کنيم گفتگوي بدون مشکلي با او خواهيم داشت . اما در کمال تعجب ، وقتي درخواست يک گفتگو را با عادل مطرح مي کنيم ، از اين کار طفره مي رود. دلايش براي خودش روشن است . فکر مي کند کسي نيست که نياز باشد مدام با او مصاحبه شود. فکر مي کند مصاحبه کردن وسيله مناسبي براي معرفي او نيست . بايد کارش را بکند و همين است که بايد مهم باشد.

اما ما گير داده ايم که اين گفتگو صورت بگيرد و مدام گفتگوهاي قبلي او را که اينجا و آنجا انجام داده به رخش مي کشيم . او وعده روزهاي بعد را مي دهد تا به قول خودش يک جوري از زير اين کار دربرود ، نمي شود. وقتي که مي بينيد تصميم ما براي اين مصاحبه جدي است ، و وقتي که به او مي گوييم وجود چنين مصاحبه اي تا چه اندازه مي تواند در ايجاد ارتباط ميان او و مخاطبانش موثر باشد، تن مي دهد و قرار مي گذاريم . بعد از ظهر پنجشنبه بيستم فروردين ماه به گفتگو با عادل فردوسي پور مي پردازيم . گفتگويي که اصلا شکل مصاحبه ندارد. صحبتهايي از در و ديوار! فکر کرديم شايد هر کسي از شما جاي ما بود ، همين صحبتها را مي کرد. به همين خاطر آنچه مي خوانيد انگار ناگهان از وسط يک گپ طولاني شروع شده و وسط همين گپ هم تمام شده . بي مقدمه و بي نتيجه گيري عين زندگي . عين خود خود زندگي .

- برنامه فوتبال بازي کردن هايت همچنان ادامه دارد؟
آره . هر هفته .

- همان جا؟
آره . همون ورزشگاه انقلاب .

- کيا هستند؟
دوستهاي قديمي . چند تااز همکلاسي هاي دبيرستان و بچه هاي شريف )دانشگاه صنعتي(و دوستان ديگر.

- چه روزهايي؟
جمعه ها ساعت 12 تا 2ظهر ؛ اما وارد شدن به ورزشگاه براي ديگران مشکل است بخصوص که تازگي ها بيشتر هم سختگيري مي کنند. بايد کارت مجموعه ورزشي انقلاب راداشته باشيد و اينها.

- براي قرار مصاحبه که با تو صحبت مي کرديم گفتي اغلب در حال استراحت کردن هستي . شوخي کردي يا جدي گفتي؟ ساعات کاري ات اصلا چطوري هست؟

- نه. زياد هم جدي نبود. البته ساعت کاري ثابت که ندارم. بستگي داره ديگه. يک وقت کار ترجمه است براي برنامه جام باشگاه ها و جنگ فوتبال آسيا و بعد هم صداگذاري و غيره. يکشنبه ها و دوشنبه ها هم که بيشتر وقتم را نود مي گيرد. البته يکشنبه کمتر چون 80درصد کار دوشنبه جمع مي شود و کارهاي ديگر.

- دانشگاه چطور؟ چه روزهاي کلاس داري؟
راستش اين ترم در دانشگاه کلاس ندارم . تا ترم پيش شريف کلاس داشتم و تدريس مي کردم . همان زبان تخصصي و زبان عمومي . يک وقتهايي هم دانشگاه آزاد و دانشگاه هاي غيرانتفاعي ؛ اما براي ترم بهار کلاس نگرفته ام. يک وقتهايي هم کارهاي مهندسي مي کنم تا يادم نرود. آن هم به صورت پروژه اي .

- خودت شرکت مهندسي نداري يا جايي که کار ثابت انجام بدهي؟
نه هيچ وقت بيزنس من نشده ام.

- چرا درس را ادامه ندادي . کنکور دکترا.
ديگر حوصله اش را ندارم . اصلا اسم کتاب و درس که مي آيد، حالم بد مي شود!

- معدلت در دانشگاه خوب بود؟
خوب نبود ، دور و بر 15 بود.

- براي شريف همان 15 هم خوب است.
بد نيست ، اما بعد از فوق ليسانس احساس کردم که ديگر انگيزه اي براي درس خوندن ندارم . حوصله اش راندارم.

- در حالي که براحتي مي توانستي براي بورسيه شدن هم اقدام کني.
هر جا که امتحان تستي باشد ، براي خودم شانس زيادي قائل هستم . کنکور اگر تشريحي بود ، رتبه ام خيلي بدتر مي شد. چه کنکور ليسانس ، چه کنکور فوق ليسانس . از امتحان تستي هميشه استقبال مي کنم.

- زبان انگليسي ات را کجا قوي کردي؟
از همان اول دبيرستان به کلاسهاي زبان مي رفتم . سال آخر دبيرستان چون کنکور داشتم کلاس زبان نرفتم ؛ اما چون در آخرين ترم زبان نمره ام بالاي 97درصد شده بود و مي توانستم بقيه ترمها را مجاني سر کلاس بروم ، رفتم و تا آخر آن کلاسهاي زبان را گذراندم . سال دوم يا سوم دانشگاه بود که اين کلاسها تمام شد. کلاسهاي استادي اش را هم قبول شدم ؛ اما چون کارم توي تلويزيون زياد شده بود، نرفتم سر کلاسهاي زبان آنها درس بدهم .

- هيچ وقت فکر نکرده اي بروي خارج از کشور و دوره گزارشگري ببيني؟
نه . هيچ وقت به ذهنم نرسيده . بعدش هم اين کارها بايد از طريق سلسله مراتب انجام شود. از طريق خود تلويزيون . فکرش را نکرده ام.

- وسوسه نشدي که به انگليسي يک بازي را گزارش کني؟
چرا تازگي ها خيلي وسوسه شدم که اين کار را بکنم ، اما خيلي سخت است.

- امتحان نکردي؟
چرا چند تا بازي را همين طور امتحاني انگليسي گزارش کردم ، اما ضبط نکردم . ببين ، خيلي فرق مي کند. تو بايد براي چنين کاري بتواني به انگليسي فکر کني . اگر فارسي توي ذهنت بياوري ، بعد بخواهي آن را به انگليسي ترجمه کني ، صحنه را از دست مي دهي . البته از لحاظ فرهنگي هم فرق مي کنه . اين قدر که گزارشگران خارجي براحتي از بازيکنان انتقاد مي کنند که ما نمي توانيم بکنيم .
در همين بازي رفت منچستر - رئال ، گري نويل که دو کارته شد، من داشتم از شبکه ESPN مي ديدم ، گزارشگر بازي گفت من مطمئنم خيلي از طرفدارهاي منچستر خوشحال شدند که گري نويل دو اخطاره شد. شما چنين چيزي را در خصوص بازيکن X پرسپوليس يا استقلال بگويي پدرت را درمي آورند. حتي اگر بدترين بازيکن زمين باشد.
البته بعضي از گزارشگرهاي ما سر بازي هاي خارجي که مي شود ، به خوبي از همه بازيکنان و حتي بزرگترين مربيان دنيا ايرادهاي فني مي گيرند ، اما همين کار را ذره اي در بازيهاي داخلي انجام نمي دهند. خوب اين يک جور دوگانگي به وجود مي آورد.
من که خودم سعي مي کنم هر چيزي به ذهنم مي رسد بگويم و تا جايي که نترسم مي گويم . بعضي ها بهشان برمي خورد. بعضي ها چيزهاي ديگري مي گويند. البته خودسانسوزي هم هست . بچه ها شايد در ذهن خودشان چيزهايي را سانسور مي کنند که واقعا دليلي هم ندارد.

- هيچ وقت نخواسته اي از زبان انگليسي ات استفاده ديگري بکني مثلا ترجمه کتاب يا چنين کاري؟
ترجمه کتاب يک موقع به ذهنم رسيده بود. شايد بعدا اين کار را بکنم . اگر کتاب خوبي به دستم برسد ، تجربه بدي نيست.

- تو الان براي يک گزارش چقدر وقت صرف مي کني؟
بستگي دارد. بين نيم ساعت تا يک ساعت . روزنامه ها ، مجلات خارجي که خودم دارم و اينترنت . الان مثلا براي بازيهاي انگليسي و ايتاليا لازم نيست آدم برود مطالعه زياد بکند. بيشتر بازيکنان را مي شناسي ، اطلاعاتشان را هم هر روز در روزنامه ها و اينترنت مي بيني ، براي هر بازي مي داني چه خبر است.

- شده فکر کني يک گزارش سخت است و اذيت شوي؟
چند سال پيش يک بازي بود که اسامي هيچ يک از دو تيم را نداشتيم . در آخرين لحظات ، اسامي دو تيم رسيد. خيلي اذيت شديم .

- اگر نمي رسيد ، نمي توانستي گزارش کني؟ بازيکنان را از روي قيافه نمي شناختي؟
يک سري بازيها هستند که مثلا اميد قزاقستان با اميد فلان جا. آدم هيچ احساسي ندارد ، هيچ شناختي هم ندارد.

- کجا بود در مورد سوتي هايت صحبت کرده بودي؟
سوتي زياد داده ام . آخرين سوتي توي برنامه هاي با جام جهاني بود که همزمان چون از روي اينترنت خبرها را ترجمه مي کردم ، سوتي هاي زيادي دادم . بهترين سوتي هم اين بود که در يک برنامه حدود 2ساعت تمام با آقاي حاج رضايي بوديم و من موقع خداحافظي گفتم :خوب من از آقاي نصيرزاده که 2ساعت با ما همراه بودند تشکر مي کنم! اصلا آن شب هنگ کرده بودم که رضا جاوداني گفت آقاي نصيرزاده نيستند ، آقاي حاج رضايي هستند.

- اگر موقع گزارش تمرکزت را از دست بدهي چي مي شود؟
همه چيز از دست مي رود. اگر حواست پرت شود، بازي ول مي شود و ديگر نمي شود جمعش کرد.

- الان نود برايت جالبتر است يا گزارش بازي؟
هر دوتايشان . ولي کلا با نود خيلي حال مي کنم .

- يک خورده هم ترسناک است نه؟
آره ، خيلي . ولي همان ترسناک بودنش هم جالب است . همين که يک چيزي بگوييم که دعوا درست شود يک چالشي ايجاد مي کند که جالب است . به نظر من اينها يک ترس لذتبخش دارد. نمي شود تمايز قايل شد ، ولي وقتي بازيها خوب باشند ، گزارش مي چسبد. براي من باشگاه هاي انگليس از همه لذتبخش تر است . اصلا از اين کارم لذتي مي برم که مطئنم در آن رشته اي که درس خواندم ، نمي توانستم اين لذت را ببرم . مثلا اين که در يک شرکت کار کنم . صبح ساعت بزنم تا پنج بعدازظهر. احساسم اين است که هيچ وقت نمي توانستم اينقدر لذت ببرم .

- به هر حال کاري که تو داري براي خيلي ها حسرت برانگيز است . متوجه مي شوي چه مي گويم؟ يک کاري که هم هيجان دارد، هم شهرت ، هم عشق . همه چي .
من خودم چون خيلي ديوانه فوتبال بودم ، از اول به اين کار خيلي فکر مي کردم .

- تازه تو کسي هستي که شايد بيشتر از هر چيز به دليل هوش و اطلاعات و علاقه شخصي در اين کار پيشرفت کرده اي . وگرنه از نظر فيزيکي يعني از نظر صدا و لحن و قيافه و ساير مزايايي که يک گزارشگر و مجري مي تواند داشته باشد ، امتياز زيادي نياورده اي.
ببين من وقتي که در دبيرستان بودم ، اينقدر تند تند حرف مي زدم که هيچ کس حرفهايم را نمي فهميد. الان هم اين مشکل را دارم . بخصوص وقتي که هيجان زده مي شوم جويده جويده حرف مي زنم و کسي نمي فهمد. 8-7 سال گذشته ولي هنوز اين مشکل را دارم
 
 
مرسی
نظر یادتون نره
+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم آبان 1384ساعت 2:17  توسط نیکی | 
سلام

حال شما

امروز کلاسهایه گودرزی هم تشکیل نشد تا کاملا معلوم بشه دانشجوها این وسط چغندر

تشریف دارن. راستی منتظر نظراتتونم ها

و اما امروز...

طرفداران محسن چاوشی عزیز به گوش باشند ::. چند تا از آهنگهای محسن که قرار بود تابستون پخش شه تازه از طریق آقای محسن یگانه به دست دوستان ما رسیده و ما اونها رو امروز قرار دادیم ::. نکته مهم اینکه هنوز هنر گیتاریست معروف ایرانی "سیامک شکوری"  (که قبلا دعوت گروه آریان رو هم رد کرده بود) که به تازگی به محسن چاوشی پیوسته رو در کارهای این خواننده نشنیده ایم ! ::. این آهنگهایی که امروز دانلود می کنید همه از کارهای گیتاری محسن یگانه هست ! ::. بی صبرانه منتظر هنرنمایی سیامک عزیز در کنار صدای گرم محسن عزیزمون هستیم ::. 

 تهمت (محسن چاوشی و محسن یگانه)-۱۲۸کیلوبایت- w w w . a h a n g h a a . b l o g f a . c o m  

اسپانیش(محسن چاوشی)-۱۲۸کیلوبایت-w w w . a h a n g h a a . b l o g f a . c o m

سوت و کور(کامل-حامد هاکان)-۱۲۸ کیلو بایت-w w w . a h a n g h a a . b l o g f a . c o m

الهی بمیری(کامل-حامد هاکان)- ۱۲۸ کیلو بایت-w w w . a h a n g h a a . b l o g f a . c o m

چگونه آهنگها را دریافت کنیم ؟  .::. این سوالی هست که خیلی از بازدیدکننده ها از من و خودشون می پرسن ::.

::. جواب : ابتدا روی لینک کلیک کنید تا صفحه ای جدید باز شود / سپس در پایین ترین نقطه صفحه روی دکمه Free کلیک کنید تا صفحه ای جدید باز شود / حال در صفحه جدید شما باید ۱۵ ثانیه صبر کنید تا لینک دانلود در آخرین خطهای صفحه ظاهر شود / حال با کلیک رایت روی نام آن و انتخاب گزینه save target as می توانید فایل مورد نظر را دریافت کنید ::.

مرسی

نیکی از دانشگاه آزاد دورود

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم آبان 1384ساعت 12:11  توسط نیکی | 
سلام حاله شما

خوبید بچه ها

من الان تو سایتم دارم مینویسم

عرض به خدمتتون که امروز به زور مامانم فرستادم برم نون بخرم  بعدش رفتم نون بخرم

نیست نونوا اشناست گفت بیا نون درار منم افتادم رودرواسی رفتم دروردم نوک تمام انگشتام سوخته

الان اگه بدونید دارم با چه مشقتی میتایپم  حتما نظر میدید

بعدشم هنوزم میگم دکتر حمیدی سرور همیه استاداست خدایش

امروز سر کلاس گفت در مورد ترم ۳ ها میگفت خیلی  لوس و بچهان به خاطر این زیاد با هاشون

نمیجوشه 

اینم یه البوم جدید

NEWfromAMCآلبوم آخر امیر عبدالله بنام غصه نخور که خیلیم قشنگه NEWfromAMC

1. بی قرار
۲. خاطره
۳. حبیبی
۴. ای دختو
۵. کارون
۶. بارون
۷. غصه مخور
۸. ایرونی
۹. شهزاده
۱۰. کودک در راه

 

مرسی یا علی

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم آبان 1384ساعت 12:30  توسط نیکی | 
سلام

اینم پروکسی جدید از سایت پاسارگاده ممد جونم

آدرس   ۱۲۸.۴۲.۶.۱۴۳  پورت ۳۱۲۴

آدرس   ۱۲۸.۴۲.۶.۱۴۵  پورت ۳۱۲۴

اینم منبع اموزش پسر بازی                      pesarbaz.persianblog.com

اموزش دختر بازی                                                                     dokhtarbaz.com

مرسی

نظر یادتون نره

نیکی از دانشگاه آزاد دورود

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم آبان 1384ساعت 1:59  توسط نیکی | 
سلام

بابا ما هی داد میزنیم میگیم این اقایه فرمانبردار شورشو درورده  میگید نه دروغ مینویسی

اگه میگید نه یه نگاه تو بورد کنید ( کلاسهای استاد فرمانبردار چهارشنبه تشکیل نمیشه)

شاید بگید این که گریه نداره چه بهتر ولی اگه بدونید ما ترم قبل به خاطر کلاسهایه اقا تا یه روز قبل

امتاحانا دانشگاه بودیم به من حق میدید احتمالا ناهار کباب داشتن گفتن نمیصرفه بیام دورود

بگذریم به بچهایی که موهاشون مثه خودم یه کم بلنده توصیه میکنم از کلاه ایمنی استفاده کنن

مثه ابولفضل عسلی  ما که به زور دیروز در رفتیم از دست مامورای به اصطلاح نیروی انتظامی

ضمنا بابا این مهدی کاظمی پدر ما رو درود به خدا مهدی کاظمی استاده خوبیه اصلا رو دستش نیست

بنده خدا اینقده جو گیر شده بود صداش شده بود مثه بوقلمون بعد به جا پی اس بایس داشت وصایا

درس میداد

مهدی کاظمی میخامت فقط حیف یه کم پاچه خوار تشریف داری

شوخی بود ها مهدی

مرسی

وای داشت یادم میرفت یلدا جان بی نهایت ازت ممنونم  ضمنا منابع رو هم میزارم

یا علی

نیکی از دانشگاه آزاد دورود

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم آبان 1384ساعت 1:54  توسط نیکی | 
سلام

بچه ها تا حالا عاشق شدید؟

اگه شدید که هیچی اگه نشدید بیاید با هم نشانه های عاشق شدنو از دید سایت معتبر مردمان دنبال

 کنیم

 

شما با افراد بسياري برخورد كرده و در تماس بوده ايـد  اما اخيـرا" بـا شـخـصـي روبـرو شـده ايـد كـه احـســـا    متفاوتي نسبت به وي داريد ولي مطمئن نيستيد كه او  همان شخصي است كه دنبالش بوده ايد برای رسیدن    به جواب خود در اين قسمت که نشان   ميدهد عاشق او شده ايد را مي خوانيد.

نشانه 10

نامزد يا همسر قبلي خود را فراموش كرده ايد                                               معمولا" بعد از برهم خوردن يك رابطه تا زماني طولاني طرفين به يكديگر فكر مي كنند و اغلب به اين مي انديشند كه آيا راه درستي را انتخاب نموده اند يا خير. بسته به مدت زمان با هم بودن اين شك و ترديدها بيشتر نمايان ميشوند.

از زماني كه او را ديده ايد، ديگر فكر برگشت به نامزد پيشين خود را به سر راه نميدهيد و تمايلي به برقراري رابطه مـجدد نـداريد. فكر كنيد، نامزد قبلي شما ديگر مانند گذشته برايتان جالب نيست.

نشانه 9

نمي توانيد به او فكر نكنيد                                                                            فكر شما سـراسـر از يـاد و انـديـشـه او اسـت. بـي دليـل به فـكر شـما مـي آيد و از خود ميپرسيد  كه آيا به اندازه نصف اندازه اي كه به او فكر ميكنيد، او به شما فكر ميكند؟ در شگفتيد كه در ذهن او چه ميگذرد يا حتي فكر تماس گرفتن با او به سرتان ميزند ( اما بدليل ترس از نپذيرفتن او از اين كار خودداري ميكنيد.)

اما وضعيت وخيم تر مي شود. با دوسـتان خـود بيرون ميرويد و به چيزي در ويترين مغازه نگاه مي كنيد و به اين مي انديشيـد كه او تـا چه اندازه به آن شيء بخصوص علاقه مند است .

اگر او آخرين چيزي است كه پيش از خواب به فكر شما مي آيد و اوليـن چيـزي اسـت كه بعد از بيدار شدن به ذهن شـما خطور مي كند - و حتي چندين بار روياي او را ديده ايد، ديگر لازم نيست ادامه اين مقاله را بخوانيد تا بفهميد عاشق شده ايد يا نه ( البته براي اطمينان بيشتر ادامه دهيد.)

نشانه 8                                                                  

براي او اهميت قائليد                                                                                    اگر عاشق كسي باشيد، دوست داريد هـمـه چـيز درمورد او بدانيد: اينكه او كيست؟ به چي فكر ميكند و چه چيز او را مي خنداند. به او و احساساتش واقعا" اهميت ميدهيد.

اگر بفردي علاقه حقيقي داشته باشيد،اگر او روز بدي داشته باشد و يا بخاطرموضوعي ناراحت باشد، شما نيز غمگين و پريشان ميشويد.

نشانه 7

شخصيت و خصوصياتش براي شما فريبنده و دلربا است                                 حركات او هنگام غذا خوردن، قدم زدن، صحبت كردن و همچنين عادتهايش در انجام كارهابراي شما  شادماني فراواني به دنبال خواهد داشت.

او چيزهايي مي گويد كه باعث تمايزش با ديگران مي شود، و شما اين را دوست داريد. علتش را نمي دانيد ولـي دانـسـتـنـش نـيـز بـرايـتان اهـميتي ندارد. شما او را به همين صورتي كه هست دوست داريد.

 

نشانه 6

ارتباط تنگاتنگي با او داريد                                                                            شما نمي توانيد عاشق كسي باشيد كه با او هيچ تناسخي نداشته باشيد. اگر شمـا و او در يك طول موج قرار داشته، و عقايد مشابهي داريد،اين يك نشانه محكم محسوب ميگردد. هم فكر بودن در مسائل گوناگون، گرفتن تصميمات مشابه و يكسان حاكي از آن است كه ميتوانيد عاشق او باشيد.

نشانه 5

افراد ديگر، زياد به چشمتان نمي آيند                                                            با اينكه ممكن است نتوانيد از براندازكردن يك زن (يا مرد) زيبا كه از كنار شما رد ميشود صرفه نظر كنيد، هنگاميكه عاشق باشيد، ديگر رادار شما براي رد يابي ديگران خوب كار نكرده و بقيه در مقايسه با فرد مورد علاقه شما جالب نخواهند بود. به علاوه مانند قبل تمايلي به گپ زدن با جنس مخالف نخواهيد داشت.

به تدريج احساس خواهيد كرد كه او تنها فرد مورد توجه شما در يك جمع است و كسي است كه به دنبالش بوده ايد.

نشانه 4

عاشق وقت گذراندن با او هستيد                                                                  اين مسئله اي واضح ولي در عين حال با اهميت است. شما به دنبال ديــدن او هستيد و مهم نيست كه هر دوي شما چه كار خواهيد كرد. اخيرا" قـدم زدن بـا او، زيـبا ترين راه گذراندن يك بعد از ظهر است. به علاوه وقتي كه از او دوريد، آرزو مي كنيد كه پيش شما بود.

نشانه 3

مطابق با ميل او رفتار ميكنيد                                                                        سعي مي نماييـد با اينكه برخي از كارها مثل رفتن به كتابخانه يا نمايـشگاه براي شما خوشايند نـيسـت، ولـي بـخاطـر خـواسـتـه او بدون جبهه گيري و مخالـفـت به انجام آنها ميپردازيد. متوجه خواهيد شـد كه خـود را با اميال و برنـامه هاي او وفــق داده و در موارد گوناگون همراهيش مي كنيد.

نشانه 2

اولويتهاي ديگر، عقب نشيني ميكنند                                                              شما عادت كرديد ظهر ها به باشگاه ورزشي برويـد، امـا اگـر او بـراي نـهار وقـت داشـت، ترجيح ميدهيد با هم به رستوران برويد. شما ديـگر مـانند گذشته آن آدم سخت كوشي نيستيد كه كارهاي ناتمام خود را آخر هـفـتـه ها با خودش بـه خـانه مـي آورد تـا آنـها را انجام دهد بجايش ترجيح ميدهيد آخر هفته خود را با او بگذرانيد.

ليست كارهاي روزانه كه هميشه اصرار در انجام دادن آنها داشتيد، اكنون به علت با او بودن ديگر رونقي ندارد و توجهي به آن نمي شود.

نشانه 1

شما به آينده اي فكر ميكنيد كه او نيز جزئي از آن است                                در ذهنتان با او آينده اي نامحدود داريد. اين آينده فقط محدود به آخر اين هفته نيمشود بلكه ساليان سال ادامه خواهد يافت. وقتي براي سفر بعدي خود برنامه ريزي ميكنيد، به اين فكر ميكنيد كه براي ماه عسل با او خواهيد بود. هنگاميكه براي سه ماه بعد به يك جشن عروسي دعوت ميشود، با اينكه سه ماه مانده، از اكنون از او مي خواهيد كه همراه شما در آن مراسم شركت كند.

چطور بود امیدوارم بهتون کمک کرده باشم

فعلا

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم آبان 1384ساعت 1:37  توسط نیکی | 
سلام

منتظر نظراتتونم ها

یه مطلب درباره دروغهای پسران به دختران شما هم حتما گفتید نه بخونید

دروغ هاي متداول برخي پسران به دختران همراه با                                    معاني آنها

دروغ: بعدا" باهات تماس مي گيرم

معني: ديگه هيچ وقت منو نمي بيني

دروغ: تو قسمتي از وجود مني- نمي دوني تا چه اندازه دوستت دارم

معني: تو براي من به اندازه کافي زيبا، باهوش و پولدار نيستي ميزارمت کنار

دروغ: اون دختر هيچ تيريپي با من نداره - ما فقط دوست معمولي هستيم

معني: عاشقشم

دروغ: من ترو براي وجود خودت دوست دارم

معني: من فقط دنبال سکس هستم

دروغ: آخر اين هفته با دوستام داريم ميريم کوه

معني: داريم ميريم دختر بازي.

دروغ: مي توني 5 هزار تومن بهم قرض بدي؟ تا آخر هفته بهت برميگردونم

معني: پولتو ببوس و باهاش خداحافظي کن.

اين هم شايد بزرگترين دروغي باشد که تا بحال گفته شده:

دروغ: قول ميدم تا زمانيکه مرگ مارو از هم جدا نکرده عاشقت باشم، باهات صادق باشم و ازت نگهداري کنم

معني: ازت ميخوام لباسامو بشوري، خونمو تميز کني، غذا برام بپزي، وقتي مريض ميشم ازم پرستاري کني، از بچه هام مراقبت کني، به دوستام و خـانوادم سـرويـس بدي . هر وقت بخوام ميـرم با دوسـتــام و دخـتـراي ديـگـه گـردش، هيچوقت پول بـهت    نمي دم و هيچ کلمه خوشـحال کنـنده اي بـهت نخواهم گفت و هيچ کاري که براي تو جالب باشه انجام نخواهم داد!

چطور بید؟

اینم پروکسیه جدید و اهنگایه شادمهر

خوب اینم از اولین پروکسی ها

آدرس 68.224.59.231  پورت ۷۲۱۲

آدرس   66.21.56.162  پورت ۶۵۲۰۸

  

اینم آدرس یه سایت دورزن فیلتر

http://www.anonproxy.info

 

اهنگا

1. پاپ کرن

2. محال

3. بینهایت شب

4. نقش قلب

5. آغوش

6. دمو کل آلبوم ( ریمیکس)

 

مرسی

نظر یادتون نره

یا علی

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم آبان 1384ساعت 2:17  توسط نیکی | 
سلام

دوباره ببخشید دوباره دیر آپ کردم

من عاشقه اینم که شما نظر بدید  باور کنید خیلی خوشحال میشم

شیوا خانوم عرض کنم که شما  به قول خودت ۲ ماه پیش امار  خواسته بودی

باور کن من همون لحظه واست نظرمو گذاشتم

الانم که نوشته بودی نرسیده من دوباره گذاشتم

به هر حال معذرت

ضمنا من اولین چیزی که مد نظرمه صداقته از این حرفت که نوشته بودی دروغ مینویسم دلم گرفت

راستی بابا برقی نیستش دلم واسه نظراتتش تنگیده اگه اومدی حتما نظر بزار خوشحال میشم

از همیه کسانی که لطف کردن نظر گذاشتن ممنونم

میخام یه مطلب بزارم در مورد نحوه ست کردن لباس بخونید بد نیست

 

اغــلـب افــراد در انــتــخـاب لـبـاسـي كـه مـنـاسـب جـثــه
آنـها بوده و همچـنـيـن چـگـونـگي سـت كـردن آنـهـا دچـار
سردرگمي مي باشنـد. در زيـر بـه اصـول كـلـي انتـخاب و
هماهنگ كردن لباسها با يكديگر ميپردازيم:

 

اصول كلي
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1- همواره لباسي را بپوشيد كه كاملا اندازه شما باشد.
2- پوشيدن لباسهاي بزرگ تنها اندام شما را اغـراق آمـيـز تـر جـلوه داده و آنـها را پنهان نميكند.
3- بيشتر سعي كنيد تنها در زماني كه كمر باريكي داريد از كمر بند استفاده كنيد.
4- پارچـه هـاي سـنگين مانـند پـشمـي، بافـتني و چرمي شما را سنگين وزن تر جلوه ميدهند.
5- پارچه هاي سبك وزن مانند كتان، نخي شما را لاغر تر جلوه ميدهند.
6- رنگهاي تيره شما را لاغر تر و كوچك تر ميكنند.
7- رنگهاي روشن شما را بزرگتر و حجيم تر ميكنند.
8- لباسهاي بالا تنه و پايين تنه يكرنگ شما را لاغر تر جلوه ميدهند.
9- لباسهاي بالا تنه و پايين تنه با رنگهاي متفاوت شما را بلند قد تر  ميكند.
10- لباسهاي يقه بلند گردن را كوتاه تر ميكند.
11- گردن بند كوتاه نيز گردن را كوتاه تر ميكند.
12- روسـري كـه به سـمت پـايين آويزان شـده باشد، قـد
شما را بلند تر جلوه ميدهد.
13- خالكوبي  پـيـرامـون گـردن و روي  شــانـه هـا سبـب
چهار شانه تر شدن شما ميگردد.
14- لـبـاس بـا خطوط افقي شما را چاق تـر و بـا خـطـوط
عمودي شما را لاغر تر جلوه ميدهـد.

بـراي لاغر تر و بلند قد تر بنظر رسيدن نكات زير را رعايت
كنيد:

1- لباسهاي كاملا اندازه بپوشيد لباسهاي خيلي كوچـك
و خيلي بزرگ تنها شما را چاق تر نشان ميدهند.
2- لباسهاي يكدشت يكرنگ بپوشيد. تـرجيـحا يـكرنـگ از
سر تا نوك پا.
3- از پـوشيـده لبـاسـهاي با طرح برجسته و پارچـه هـاي
زمخت خود داري كنيد.
4- لباسهاي تيره رنگ با پارچه هاي نازك و نرم بپوشيد.
5- شلوار را در ناحيه كمر بالا بياوريد نه پايين تر.
6- كراوات با پهناي متوسط پوشيده و حتما طول آن تا كمر برسد.
7- از پوشيدن لباسهاي با نقش و نگار شلوغ خودداري ورزيد.
8- لباس با طرح راه راه عمودي بپوشيد.
9- از داشتن ملزومات بيش از حد خود داري كنيد.
10- كفش پاشنه بلند به پا كنيد.

براي كوتاه تر و چاق تر بنظر رسيدن نكات زير را رعايت كنيد:

1- لباسهاي با رنگ متفاوت بپوشيد.
2-  رنگهاي روشن و پر رنگ بپوشيد.
3- كراوات پهن تر بپوشيد.
4- لباسهاي چند لايه به تن كنيد.
5- كفش بدون پاشنه و ظريف بپوشيد.
6- شلوار تمام قد بپوشيد.
7- از پوشيدن لباسهاي سرتاسر يكرنگ بپرهيزيد.
8- لباس با طرح راه راه عمودي و كراوات باريك نپوشيد.

چگونه ست كنيم
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1- رنگ جوراب بايد همرنگ و يا تيره تر از شلوار باشد.
2- رنگ كمربند با رنگ كفش بايد يكسان باشد.
3- كـت و شلـوار خــاكستـري و سرمه اي با كفش مشكي، و كـت و شـلـوار قـهـوه اي و زيتوني با كفش قهوه اي ست است.

نكات ست كردن لباس براي زنان...

 

زنان قد بلند
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1- از كمر بند پهن استفاده كنيد.
2- از دامن خيلي كوتاه و خيلي بلند پرهيز كنيد.
3- بهتر اسـت پـيـراهن خـود را داخـل شـلـوار و دامـن تــو
بگزاريد تا خط عمودي كمرتان نمايانتر گردد.
4- لباس نقش دار و طرح خطوط افقي بپوشيد.
5- دامن بلند و يا دمپا گشاد بپوشيد.
6- لباسهاي سر تا پا يكرنگ نپوشيد.
7- از گردنبند و گوشواره كوچك استفاده نكنيد.
8- كيف دستي كوچك حمل نكنيد.
9- شلوار راسته بپوشيد.
10- تاپ نپوشيد.
11- كـفش پاشنه بلند نپوشيد و از كفـش انـدكـي لـژ دار
استفاده كنيد.

 

 

زنان قد كوتاه و ريز نقش
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1-
لباس با طرح راه راه افقي نپوشيد.
2- از لباس هـاي رنگارنـگ، ملزومات بــزرگ و شلوار دمـپا
گشاد و يا پاچه هاي تا شده استفاده كنيد.
3- دامن كوتاه با نقش و نگار بزرگ نپوشيد.
4- لبـاس هـاي يـكرنـگ و شـلوار راســته و لباس تــنـگ و
ملزومات كوچك استفاده كنيد.
5- خطوط عمودي و لباسهاي يقه هفت بدن را كشيده تر
ميكنند.
6- كفش كمي نوك تيز بپوشيد.
7- كفش پاشنه بلند بپوشيد.
8- از كمر بند باريك استفاده كنيد.

 

 

 

زنان چاق
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1- لباسهاي يكدست يكرنگ بپوشيد.
2- از كت و ژاكت بلند با دكمه هاي باز استفاده كنيد.
3- از روسري شالي استفاده كنيد.
4- گردنبند دراز شما را لاغر تر ميكند.
5- كفش پاشنه بلند بپوشيد.
6- لـبـاس يقه هفت و قلبي شكل، گـردن را كشـيـده تـر
ميكند.
7- ژاكت بلند بدون اپل بپوشيد.
8- لباسهاي تيره رنگ بپوشيد.

 

 

نكات ست كردن لباس براي مردان...

مردان قد بلند
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1- لباسهاي يكدست يكرنگ نپوشيد.
2- لباسها و شلوارهاي زيپدار نپوشيد.
3- كـت و شـلوار بـا خـطـوط راه راه بـا خـطـوط عـمــودي و
كراوات باريك و ژاكت كه طولش تا روي كمر است نپوشيد.

 



مردان قد كوتاه

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1- كفش بوت و ساق بلند نپوشيد آنها شما را قد بلندتر
نميكنند.
2- شلوار پاچه كوتاه و يا پاچه تا شده نپوشيد.
3- لباس آستين دار به تن كنيد.
4- از نقش و نگار عمودي راه راه عمودي و شلوار راسته
و كراوات باريك استفاده كنيد.




مردان لاغر

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1- كراوات باريك و پيراهن و يا تيشرت يقه هفت نپوشيد.
2- لباسهاي براق و با خطوط عمودي و چسبان نپوشيد.
3- كت و شلوار اپل دار بپوشيد.
4- شلوار بگي بپوشيد.
5- پلوور حجيم و يقه اسكي بپوشيد.

 

 

مردان چاق
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1- ژاكت اپل دار نپوشيد.
2- كراوات زرق و برق دار نزنيد.
3- دكمه پيراهن را تا انتها و بالا نبنديد.
4- ساعت باريك به دست نكنيد.
5- پلوور حجيم و يقه اسكي نپوشيد.
6- بلوز و پيراهن يقه هفت نپوشيد.
7- شلوار تنگ نپوشيد.
8- لباس با خطوط عمودي و كراوات يكرنگ استفاده كنيد.
9- از لباسهاي تيره رنگ استفاده كنيد.

 

 

مردان شكم بزرگ
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1- جليقه و يا هر چيزي كه روي شكم بيافتد و به آن فشار بياورد را نپوشيد.
2- شلوار را روي شكم خود نياوريد.
3- لباسهاي براق و يا روشن نپوشيد.
4- لباسهاي گشاد و تيره رنگ بپوشيد.
5- كراوات پهن بزنيد كه تا خط كمر بلند باشد.
6- ژاكت و شلوار يكرنگ بپوشيد

 

امیدوارم استفاده کنید

مرسی فعلا

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم آبان 1384ساعت 2:6  توسط نیکی | 
سلام سلام

حال شما؟

ببخشید یه دو روزی نبودم

به هر حال اومدم  بچه ها الان دارم واسه اولین بار تو سایت آپ لود میکنم

واسه خودم که جالبه

چند تا مطلب جالب هم بگم

این فرمانبردار پدر ما رو درورده هر موقع گرسنش میشه سریع کلاسو تشکیل میده  میره

نمونش همین چند روز پیش ما ساعت ۶ کلاس داشتیم اقا اومده بود ساعت ۴:۳۰ کلاس تشکیل داده

بود.این مصلی هم که پدر ما رو درورده با این دکتر شولایی

تا میگی ا یا نه میگه دکتر شولایی گفته فرکانس ققققطع نداره خدا به خیر کنه

ضمنا خانم شاکی شدن گفتن چرا مطلب دختر بازی گذاشتی حالا میخام پسر بازی بزارم

راستی اینم کاملا علمیه ها

اگه نظر بدید قسمتهایه دیگرشم میزارم

                                                      آموزش پسر بازی

هدف ما اینه: آشنا شدن، دوست شدن و تا هر جایی که خودتون دوست دارید پیش رفتن با یه پسر، مثلا پسری که ازش خوشتون میاد. خوب حالا این آخر جمله بعنی چی.
اولا باید دلیلتونو برای آشنایی با یه پسر، حداقل خودتون بدونین. اگه کامل نمی دونین حداقل کمی بدونین. دلایل مختلفی می تونه در بین باشه مثل:
تمایل به ازدواج، داشتن احساس روحی عشق با کسی، داشتن سکس، داشتن هم صحبت درباره علایق مشترک و غیره. سعی کنین موقع شروع هرگز این ها رو با هم قاطی نکنین. مثلا اگه هدفتون داشتن سکس با اونه و نه بیشتر، الکی طوری رفتار نکنید که انگار قصد ازدواج دارین. اگه می خایین فقط هم صحبتتون باشه یهو بدون اینکه بخایین از رختخوابش سر در نیارین. البته این نکته مهمو بگم که ممکنه در حین رابطه تون نظرتون عوض شه و مثلا دیگه هم صحبتی تنها براتون کافی نباشه، خوب این درست، ولی تا قبل از تغییر نظرتون، بازی ایو شروع نکنین که خواسته واقعی تون نیست. این کار به خودتون وهم به طرف مقابل ضربه می زنه.

یک: بدونید منظورتون از دوست شدن با اون پسر چیه. با خودتون و احساستون روراست باشین.


یه داستان در این زمینه بگم که یه دختری رو می شناختم به اسم د. که تو رابطه با دوست پسرش از رقیبش شکست خورد و بینهایت درب و داغون شد. نیازی که داشت فقط دوست داشته شدن توسط یه پسر دیگه بود اما ترسید که نکنه تنها بمونه و بازی ازدواجو شروع کرد. ازدواج خیلی سریع و ناموفقی داشت چون شناخت کم و تفاهم کمتری داشتن و جدا شد.
پس احساس واقعی تونو بدونین و شهامت داشته باشین که طبق اون پیش برین.

دو: از خودتون یا آینده یا پسرها نترسین.
شما به اندازه کافی وقت دارین که هر کاریو می خایین بکنین پس اگه واقعا دوست دارین پسربازی کنین، انجامش بدین تا بعدها عقده ای تو دلتون نمونه تا با دیدن هر پسر خوش تیپی تو مهمونی افسوس شیطنت های نکرده رو بخورین. فهمیدن این درس مهم برای من خیلی وقت گرفت چون ما دخترها در جامعه با محدودیت هایی طرف هستیم که ما رو از همه چی، حتی از سایه خودمون هم می ترسونن.

از تعداد کم دوست پسر هاتون نترسید و اصلا در این بلوف های مسخره وارد نشین که دخترا می شینن و تعریف می کنن که یه ده دوازده تا آدم علافشونن. این کاملا بسته به نظر شخصیه مثلا ممکنه برای شما یک نفر آدم کافی باشه و باهاش احساس خوبی داشته باشین و کس دیگه ای با ده تا پسر دور و برش هم باز مث مرغ سرکنده آروم و قرار نداشته باشه پس مهم کیفیته نه کمیت!! اگه واقعا حال آدم اضافه ندارین الکی و فقط واسه بلوف جلو بقیه، وقت خودتون و پسرا رو تلف نکنین و روابطی رو شروع نکنین که نمی خایین.

دوستی رو می شناختم که هر جا می رفت یه دو سه تا پیشنهاد ازدواج دریافت می کرد. ممکنه فک کنین خوش به حالش ولی همیشه اونقدر ذهنش مشغول این و اون بود که اصلا فرصتی نداشت که کسیو که خودش می خاد پیدا کنه.

سه: به نظر بقیه در مورد خودتون و روابطتون زیاد اهمیت ندین.
شما همیشه می تونین به بهترین وجهی تشخیص بدین که چی براتون خوبه، چه چیز خواسته واقعیتونه و چه چیز نه، پس زیاد به اظهار نظرهای بقیه خصوصا دوستای دخترتون درباره روابطتون اهمیت ندین. البته کمک گرفتن، هم فکری و مشورت اگه لازمش دارین، چیز خوبیه ولی هر جا که موافق نبودین، طبق نظر خودتون عمل کنین. از چیزای این وبلاگ هم اگه خوشتون نمیاد یا درست نمی دونینش دیگه نخونید و اصلا محل ندین!! در نهایت این شما هستید که زندگی خودتونو رندگی می کنید نه من یا دوستاتون یا هر کس دیگه ای.

مرسی

اینم اهنگ درخواستی پدرم درومد اینو پیدا کردم

 محسن یگانه - سرنوشت(درخواستی

خدایش دیگه نظر بدید

مرسی

نیکی از دانشگاه ازاد دورود

یا علی

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم آبان 1384ساعت 10:57  توسط نیکی | 
سلام بچه ها

من اصلا حالو احوالم خوش نیست

تازشم گیتارمم فروختم

الان بدون سازم نمیدونم چیکار کنم

بچه ها من که هر روز آپ لود  می کنم شما هم لطف کنید نظر بدید که منم دلم گرم باشه ادامه بدم

دوباره تسلیت میگم به خانواده بچه ها  واقعا خیلی سخته ۳ خانواده تک فرزنداشونو از دست بدن

واقعا خدا صبرشون بده

اینم جدید ترین البوم که اومده لب خاموش از شکیلا

1. لب خاموش

2. صبوری

3. در این دنیا

4. سفر

5. صورتگر نقاش

6. آهوش وحشی

7. ای عشق

8. صورتگر نقاش (بیکلام)

 

مرسی

نظر یادتون نره

یا علی

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم آبان 1384ساعت 18:55  توسط نیکی | 
سلام بچه ها

خوبید؟

امروز فهمیدم ۳ تا از بهترین دوستام و یکی از بهترین استادامو از دست

دادم . به هر حال به خانوادهاشون تسلیت میگم  هر چندشاید به

گوششون نرسه ولی میدونم روحشون ناظره از هر که داره این پستو

میخونه تقاضا دارم یه فاتحه نا قابل نثار روحشون کنه

مرسی

یا علی

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم آبان 1384ساعت 13:22  توسط نیکی | 
سلام

خوبید؟

دوباره از تمام بچهایی که چه اینجا چه تو دانشگاه لطف دارن ممنونم

ابولفضل جان باعث خوشحالیمه  که لینکتو بزارم ممنون  شما لطف داری

بچه ها ضمنا وبلاگ این  آقا ابولفضل در مورد مقاله های برقه تازه دیکشنری تخصصی هم داره

به درد اونایی میخوره که با اندامی درس دارن

اگه امری دارید بگید

مرسی یا علی

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم آبان 1384ساعت 1:37  توسط نیکی | 
سلام

شاید این مطلب آلانم جالب نباشه ولی بد  نیست و جالبه بدونید کاملا علمیه اگه جالب بود واسم نظر بدید قسمت قسمت بزارم

پس اینو بخونید به خانما بر نخوره آموزش پسر بازی هم میزارم هر چند من خودم کاملا بی تجربم

 

قبل از این که شروع کنم بگم که چشم، سعی می کنم با دقت تر تایپ کنم که اشتباهاتم کم باشه. فعلا بذارید گناهو بندازیم گردنه برچسبه فارسی نداشتنه کی بورده من.

حالا که داریم راجع به این موضوغ صحبت می کنیم این رو هم براتون بگم که من خیلی حال می کنم که شکسته بنویسم. مثلا به جایه این که بنویسم: " فعلا بگذارید گناه را بیندازیم گردن برچسب فارسی نداشتن کی بورد من" اونی رو می نویسم که در بالا دیدید. اگر شما رو "خیلی" ناراحت می کنه این مدل نوشتنه من بگید که یک فکری به حالش بکنم.

مطلب قبلیم خیلی هاتون رو ترسونده! برام نوشتید که ای وای اگر ما این کارو بکنیم که دختره دل خور ممکنه بشه و فلان و بهمان! برای همین گفتم لازمه که در مورده امتحان هایی که دختر ها از پسر ها می گیرن براتون یه کم بنویسم.

ببینید عزیزای من، قبول دارم که بعضی وقت ها شما با دخترهایی مواجه خواهید شد که تا میاید باهاشون شوخی کنید و سر به سرشون بذارید ناراحت میشن. و می دونم که این مساله شما رو خیلی می ترسونه، چرا؟ چون هر چی دختری که باهاش طرف هستید خوشگل تر و ناز تر باشه احتماله این که ناراحت بشه و لوس بازی در بیاره بیشتره. چرا؟ چون اصولا دخترهای خوشگل عادت دارن همه مطابقه میلشون رفتار کنن. عادت دارن که همه از کونشون بخورن و هرچی گفتن بگن چشم. حالا وقتی یک هو بر خلافه انتظارشون می بینن که پسری پیدا شده که نه تنها از کونشون نمی خوره بلکه مسخره هم می کندشون، زود ناراحت می شن ولی نکته مهم اینجاست که اونها واقعا ناراحت نمی شن بلکه ادای ناراحت شدن در میارن.

بذارین واضحتر توضیح بدم براتون. یه دختر از یک مرد چی می خواد؟ مردونگی! فکر می کنید در نظر یک دختر مردونگی چیه؟ خودم بگم که مطمئنا داستان مردونگی فیلمفارسی و آب توبه و ... نیست. پس چیه؟ توانایی مرد در کنترله خودش، احساساتش، محیطه اطرافش ، روابطش و حتی خود دختره. دختر از این که بدونه با مردی طرفه که می تونه با خیاله راحت خودشو به دست اون بسپوره و اون از پسه همه چیز بر میاد لذت می بره. حالا وقتی یکی پیدا میشه و با اون یه چند تا شوخی می کنه که تا حالا کسی جراتش رو نکرده یا حتی مسخرش می کنه اول ممکنه بیاد و ادای ناراحت شدن رو در بیاره و بگه اصلا از این کارت خوشم نیومد. این چیه؟ یک امتحانه بزرگ برای مرده. دختر با این کارش می خواد ببینه طرف واقعا تا چه حدی مرده و توانا در کنترل امور. اگر زود جا زدید و به گه خوردن افتادید در حقیقت بازی رو باختید و ثابت کردید که رفتارتون واقعا اونی نیست که نشون دادید. ولی اگر سر جاتون ایستادید و مثلا اگر گفت از این کارت خوشم نیومد و شما گفتید : بهتره یا بهش عادت کنی یا با هم خداحافظی کنیم، علاقه ی دختر به شما بیشتر هم خواهد شد. می دونم که منطقی به نظر نمی رسه ولی همون طور که قبلا هم گفتم در روابط با دختر ها دنباله برخورده منطقی نباشید.

این وسط ممکنه با کسی هم مواجه بشید که واقعا نازکدل باشه و برنجه ولی باید این پی رو به تنه خودتون بمالید برای این که اکثر دخترهایی که این ادا ها رو در میارن فقط دارن شما رو امتحان می کنن. ولی حواستون باشه اگر دیدید که دختره شروع به سلیته بازی و بی ادبی کرد ، اون دیگه امتحان نیست. فقط بگید نمی دونستم که شوخی سرت نمیشه و بلافاصله بدون معذرت خواهی و بچه ننه بازی ترکش کنه. یادتون باشه که تاکید من همیشه بر این بوده که در عین این که این روش ها رو به کار می گیرید شما هم یک جنتلمن باشید و با اون ها قشنگ رفتار کنید. همین قدر که ترکش کنید کافیه و خیلی احتمالش زیاده که بعدش خودش بیاد دنبالتون و از رفتاره بچه گونش عذر خواهی کنه.


بگذارین یه داستانی براتون راجع به خودم تعریف کنم که دلتون برام بسوزه و یاد بگیرین که شما اشتباهه منو تکرار نکنید.

من همیشه اصولا روحیم طوری بوده که مجیز دخترها رو نه تنها نمی گم بلکه همه چی رو من هستم که تعیین می کنم. سال ها پیش وقتی که هنوز این چیزهایی رو که برای شما می نویسم خودم بلد نبودم با یک دختره بسیار زیبا دوست شدم. اولش همه چی به خوبی پیش می رفت و خیلی راحت رابطه پیش رفت می کرد. یادمه بهم می گفت می دونی چرا انقدر دوست دارم؟ برای این که مثله بقیه ی پسرها نیستی که هر چی من میگم گوش کنی و کاره خودتو می کنی همیشه.
ولی اشکاله کار از اونجایی شروع شد که دختره بعد از یک مدت تصمیم گرفت ببینه که من چفدر مثله بقیه ی پسرها نیستم و شروع کرد به امتحان کردنه من. من هم که از این موضوع بی خبر بودم چون کم کم بهش علاقه مند شده بودم واقعا نمی خواستم ناراحت ببینمش و کم کم از مواضع خودم بی اون که خودم بدونم کوتاه میومدم. تا این که یک روز که گفتم بریم فلان جا و اون گفت نه و من بی توجه به حرفش رفتم، چنان الم شنگه ای راه انداخت که من به خودم اومدم که ای دل غافل من همونیم که فرقم با بقیه این بود که کاره خودم رو می کردم. ببین به چه آدم دختر ذلیلی تبدیل شدم که چیزه به این سادگی باید برام مشکل ایجاد کنه و همونجا گفتم این رابطه دیگه فاصد شده و تمومش کردم.

یادتون باشه به زبونه بی زبونی همیشه باید به دوست دخترتون بفهمونید که اگر بخواد پاشو از گلیمش بیرونتر بذاره شما هیچ مشکلی با گفتن تو رو به خیر و ما رو به سلامت ندارید.

موفق باشید

مرسی نظر یادتون نره

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم آبان 1384ساعت 1:31  توسط نیکی | 
سلام

راستی پروژه گرفتید؟ منظورم با ترم اخریاست.

اگه نگرفتید سریع برید بگیرید  وقتش داره تموم میشه

ضمنا از الناز خانوم و مریم خانوم واسه نظراتتون ممنونم

خدمت ویلیام هیت عزیزم عرض کنم منظورتو راجع به بهترین دانشجو بدونم

منظورت چیه: پاچه خوار ترین یا مودب ترین یا خوش تیپ ترین یا تابلو ترین به هر حال بگو

تازه در مورد استادا هم میخام انجام بدم

اینم اهنگ درخواستی مریم خانوم

این اهنگ یکی از دوستان تقاضاکرده بود توی وبلاگ خودم بزارم که شما عزیزان دانلود کنید
 
 
 
 
مرسی
نظر یادتون نره
یا علی
+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم آبان 1384ساعت 18:35  توسط نیکی | 
سلام بچه ها

امروز یه خبر شنیدم اینقده واسم دردناک بود که سریع اومدم کافی نت آپ لود کنم

یه پسره یه دختره رو به خاطر اینکه دست خطشو مسخره  کرده کتک زده .

صحت و صقم خبر بماند 

واسه خودم اون دانشجو و دانشگاه آزاد دورود متاسفم 

مرسی

نظر بدید

اینم یه اهنگ طنز به نام شاخ پارتی امیدوارم خوشتون بیاد

نظر بدید

یا علی

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم آبان 1384ساعت 18:25  توسط نیکی | 
سلام

خیلی ممنونم افتخار می کنم با شمام خیلی خوبید

بابا برقی جون منم افتخار می کنم با شما هم رشته ام

خدمت ویلیام هیتم عرض کنم چشم هر چی شما بگید منم مطعیم ولی درسته بازدید کننده ها زیادن

ولی کسانی که نظر میدن کمن اگه شما هم تبلیغ کنید که عالیه

راستی این سایت چرا اینطوریه من رفتم واسه اولین بار بعد دو سال دیدم وقت خانماست کلی ضد حال

خوردم بعد من می خام یه انجمن درست کنم که بچه ها به صورت ناشناس با هم بچتن

به حر حال اینجا مال تک تک شماست مال درد دلتون

بالاخره هر چی شما بگید همونه

امین داداش جون و کوهنورد و ملیکا خانوم لطف دارید به من

لینکاتونو گذاشتم

خوشحالم با شمام

مرسی

نظر یادتون نره

اینم موسیقی از پانی خواننده زن رپ ایرانی

لینک دانلود آهنگها :

پانی

خاموش

فراموش
یا علی

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم آبان 1384ساعت 2:30  توسط نیکی | 
سلام

اینم واسه اون بچه ها که اهنگ خاستن

اهنگ قشنگیه حتما بگیرید

load Hot Song With Ali_Lohrasbi(Pilehaye-Parvaz).mp3

اینم از جدید ترین آلبوم عشقم بریتنی

1. Good Evening Las Vegas
2. Beyond Beautiful
3. Same Old Song And Dance
4. No More No More
5. Seasons Of Wither
6. Light Inside
7. Draw The Line
8. I Don’t Want To Miss A Thing
9. Big Ten Inch Record
10. Rattlesnake Shake
11. Walk This Way
12. Train Kept A Rollin

 

 

 دانلود

مرسی

نظر بدید ها

یا علی

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم آبان 1384ساعت 2:56  توسط نیکی | 
راستی جک جدیدو شنیدید در مورد اندامی

اندامی میره بروجرد درس بهش نمیدن روخوانی قرآن برمیداره

بعدش اخر ترم که میشه میره از انجیل واسشون سوال میاره

ولی خدایش از شوخی گذشته اندامی خیلیم با شخصیته فقط یه کم بد قلقه

به هر حال واسه همه دانشجوهاش ارزوی موفقیت دارم ضمنا من به همه نظرات شما جواب میدم

اگه ممکنه نظر یادتون نره

مرسی

یا علی

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم آبان 1384ساعت 2:34  توسط نیکی | 
سلام سلام

حال شما؟ خوبید بچه ها سیلامتید؟

نظراتتون عالیه فکر نمیکردم اینقده ماه باشید بابا برقی جون کاملا با نظرت موافقم

من فقط اخباریو که حتم دارم ضرری به کسی نمیزنه میزارم ضمنا واقعا راست گفتی که نباید با آبروی کسی مخصوصا خانما بازی کرد من اگه هم گذاشتم نقل بوده و اون خانوم همکارمونم بنده خدا اسم نبرده به هر حال نظر اتتون بهم دلگرمی میده

فعلا یا علی

نیکی از دانشگاه آزاد دورود

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم آبان 1384ساعت 2:22  توسط نیکی | 
سلام بچه ها

خوبید چه خبرا؟

سلامتید بچه ها خسلی خوشحال شدم نظراتتونو خوندم از شیوا  مهسا و مریم خانوم اقایون اقا ممد

اقا رحیم  اقا رسول تشکر میکنم از نظراتتون حتما استفادم میکنم

دکتر دانای عزیز ببخشید مطلبتو خوندم جالب بود اپ لود کن منتظر مطالبت هستم

اینم ادرس دکتر دانای عزیز  تو هم تبلیغ کنی واسه ما عزیز باشه            dnn.blogfa.com

بابا برقی جان مرسی لطف کردی ضمنا خوشحال میشم از نظراتت استفاده کنم

بچه ها یه تابلو گذاشتم واسه نظراتت اگه لطف کنید اونجا نظر بدید ممنون میشم

اینم یه اهنک عیدی از علی لهراسبی در مورد امام زمان علیه السلام که خیلی قشنگه

خوب اینم از آهنگ حس غریب با صدای علی لهراسبی

علی لهراسبی - حس غریب 

 

 

دمو آلبوم پاپ کرن با کیفیت 128برای دانلود

آهنگ قفس از شادمهر

 

 

اینم اهنگ محال اقا رحیم  محال

یا علی

 

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم آبان 1384ساعت 2:36  توسط نیکی | 
سلام

دوباره سلام

عیدتون مبارک

شیوا خانوم متاسفم فعلا نمیتونم درباره بچه ها  امار بزارم ولی اگه تمایل داشتی مثل بقیه بچه ها پی ام بدید با کمال میل جوابتونو میدم

اینم آلبوم دی جی حامد هاکان خیلی قشنگه حتما بگیرید

اینم از آلبوم آقا حامد که بهتون گفته بودم میزارم  که ۱۴ تا آهنگ داره :

عاشق ديوونه

قاتل حرفه اي

نپيچون ما رو ديگه

رسم روزگار

چشم انتظار

قلب تو

عاشق تنها

آي آي

دلبر

فکر نکن

حالا

هر کس رو بيشتر دوست داري

سکه ي ماه

خواهر خوبم

نظر بدید هاا

یا علی

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم آبان 1384ساعت 21:5  توسط نیکی | 
سلام بچه ها

خوبید؟

بابا نظر بدید اگه نظر بدید منم زود زود به روز میکنم وبلاگو

از این به بعد میخام جدیدترین و البته منتخب بهترین اهنگها رو هم واستون بزارم

ولی دیگه خدایش نظر بدین باشه؟افرین بچه های خوف

سريال

خواننده

حجم

او يك فرشته بود:

موسيقي تيتراژ اول:  Download

(اين سريال از شبكه دوم سيما پخش مي شود.)

 

بي كلام

 

KB 480

متهم گريخت:

موسيقي تيتراژ اول:  Download

موسيقي تيتراژ آخر:  Mirror  Download

(اين سريال از شبكه سوم سيما پخش مي شود.)

 

اميرحسين مدرس

مجيد اخشابي

 

KB 570

KB 980

براي آخرين بار:

موسيقي تيتراژ  اول:  Download

موسيقي تيتراژ آخر: Mirror   Download

(اين سريال از شبكه تهران پخش مي شود.)

 

احسان خواجه اميري

 

KB 650

مرده متحرك:

موسيقي تيتراژ آخر: Mirror   Download

(اين سريال از شبكه اول سيما پخش مي شود.)

 

سينا سرلك

 

KB 570

 

این از این

اینم از شاد مهر

جدیدترین اهنگش به نام آغوش هم تصویریش هم صوتی

کیفیت بالا__دانلود موزیک ویدئویی

کیفیت پایین__دانلود موزیک ویدئوی

MP3--Size:3.03Mb

مرسی

توسط نیکی از دانشگاه آزاد دورود

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم آبان 1384ساعت 1:47  توسط نیکی | 
منم امشب بیخابی زده به سرم هی دارم مینویسم

خیر سرم یه ماه دیگه کاردانی به کارشناسی دارم همین الان قبولم میشم

به هر حال واسه همه ی دانشجوهایه ترم اخر آرزوی موفقیت دارم

من که فکر نکنم ترم آخر باشم خدا به داد برسه

راستی میخام یه کاره نو بکنم

ای دی بچه ها رو بزارم تو وبلاگ چطوره؟

اینم وبلاگ یکی دیگه از بچه های دانشگاه امیدوارم بقیه هم واسه ما تبلیغ کنن

چشمهايی هستند که چيزهايی رو که نبايد ببينند رو ميبينند . و گوشهايی هستند که چيزهايی رو ميشنوند ولی نبايد بشنوند .

خانومی که ساعت ۸ شب از خونه ميزنه بيرون و سر ۴۵ متری سوار پيکان می شی دوستی شما رو با بچه های دورودی تبريک ميگيم و اين اقدام شما رو می ذاريم پای دعوت به افطاری و شايد هم سحری . به حرحال خوش بگذره .

خانوم (ش-الف) تلفن ميسوزه ها . از سر شب تا دم سحر با تلفن حرف ميزنی نميگی شايد فردا حرفات تموم بشه . نکنه ميخوای رکورد بزنی .

قليون چيز خوبيه البته اگه آدم جنبه داشته باشه نه اينکه تا کشيد غش کنه . از اين به بعد اگه خواستی قليون بکشی يه جعبه خرما هم با خودت ببر خانوم ( س- م ) حالا شانس اوردی آقی (ع) اونجا بود يا شايد هم شما اونجا بودی .

sami13.persianblog.com

اینم از این

اگه شما به قدرت و عظمت خدا شک داريد ميتونيد يکی از مظاهر قدرتش رو توی لی لی پوت ها ببينيد دخترهايی که همه در يک محدوده قدی قرار دارن ۱۴۰ سانتيمتر .

از اينکه ديگه نميتونيد به قهوه خونه بريد و قليون بکشيد متاسفيم .

خانم (ش-الف) يا همون موش خرمای خودمون سومين رفاقت شما رو تبريک ميگيم اميدواريم اين يکی ديگه توی محضر به هم نخوره .

بهترين وسيله مسافرت از نظر دانشجويان قطاره ميگيد نه از آقای (الف) و خانم(م) بپرسيد .

 

نمیدونم چرا همه به این لی لی بوتایه بنده خدا گیر میدن شر هستن ولی گناه دارن بابا

خوب یا علی تا بعد

نظر بدین ها

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم آبان 1384ساعت 2:8  توسط نیکی | 
سلام بچه ها

چقد سلام میکنم من ولش کن به هر حال یه مطلب میخام بزارم نقل قول از وبلاگ مهسا خانوم

ایشون در مورد دانشگاه آزاد ساوه مینویسن دردناکه بخونین

در خیلی از مواقع ترس اصلا راه حل خوبی نیست مخصوصا اگه پای بی امنی جامعه وسط باشه ...!


 روبروی دانشگاه آزاد ساوه که خدا رو شکر در کل آزاده دو هفته پیش اتفاق بدی افتاد موتور سواری با لگد به شکم یکی از دانشجویان دختر زد و اون به خاطر ضربه ای که به سرش خورده بود ( به خاطر پرت شدن و اصابت با جدول ) سه روز به کما رفت . پس از اون درگذشت ... خیلی تلخه ...من این خبر رو شنیدم ولی باورم نشد که اینطوری باشه ولی پنجشنبه دانشجو ها همه به خاطر اعتراض جلوی دانشگاه و در بلوار نشستن و شعار دادن : فرماندار بی عرضه استعفا استعفا .... ولی توی اون شلوغی این فکر ذهنم رو مشغول کرده بود که اگه این اتفاق برای من ، دوستم ، یا نه هزاران دختر دیگه می افتاد چی ؟؟؟؟ در کل امنیتش مشکل داره و خودم هم یک بار نزدیک بود با موتوری برخورد کنم ...

divoneneveshte.blogfa.com

خدا کنه اینجا این اتفاق واسه هیشکی نیفته خدا کنه

 

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم آبان 1384ساعت 1:54  توسط نیکی | 
سلام بچه ها حال شما خوفید؟

چه خبراااا؟ من دوباره اومدم با یه مطلب تازه  

اینو فکر کنم همه دیدید ولی خوب من دوبارم میزارم    درباره استادایه دانشگاه آزاد دوروده

البته من هیچ مسولیتی راجع به این مطلب ندارم ضمنا منبعشم میگم که یه دفعه بد فکر نکنید ما کف رفتیم

از این به بعد میخام به جز مسایل دانشگاه عمومی هم بنویسم

منتظر نظراتتون هستم

هاشمی: من کی هستم
پرهیزکار: جنایت و مکافات
ذلقی: این زن حرف نمی زند
حجازی: من ترانه 15 سال دارم
نقوی: پزشک دهکده
فولادوند: پرتقال کوکی
آسترکی معماری: گمشده در ترانزیت
مدیری: ساحره
صانعی: بانویی از شانگهای
سادات: سربازان جمعه
یاراحمدی: مرد عوضی
پاپی: عروس خوش قدم
عباس زاده:E-T
رئوف: وقتی ماهی ها عاشق می شوند
جابر: به خاطر یک مشت دلار
دالوند: این زن حرف نمی زند
عینی: مادر
یوسفی: جک بند انگشتی
مقدم: آخرین سامورایی
آسترکی معاونت: ارباب حلقه ها
قربانی: مردی که می خواست سلطان باشد
زاهدی: مرد یک میلیون دلاری
سالاروند امتحانات: دختران انتظار
خوبان: خانم مارپل
کریمی: اگه می تونی منو بگیر
خادم: غلام ژاندارم
مرضیه آسترکی: دختری با کفشهای کتانی
آرزو عسگری: عروس پا برهنه
رضا رحمتی: آدم برفی
کسایی: روانی
کاشانیان: مرد ماهیگیر
صالح نساج: فارست گامپ
ترابی: شام آخر
عیسوند: مردعنکبوتی
ساداتی حسابداری: پا گنده
خدادادیان: مارمولک
اندامی: نیش
مصلی نژاد: متخصص
بشیری/کمالی/خادمی: سه کله پوکونم

اینم از این اینم منبعش                                            amar84.blogfa.com

فعلا یا علی

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم آبان 1384ساعت 1:47  توسط نیکی | 
سلام بچه ها

چه خبرا ؟

چند تا وبلاگ تازه دیدم از بچه های دانشگاه جالب بود

فقط نمیدونم چرا بچه ها همه سعی دارن امار بدن

فعلا خبر خاصی نیست بجز تعطیلی کلاس های استاد مصلی نژاد بعلت سفر خارجه به ایتالیا

بنده خدا اینقده جو گیر شده بود سر کلاس پیرهن تیم ملی ایتالیا پوشیده بود

نظر بدید هاااا

فعلا

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم آبان 1384ساعت 16:57  توسط نیکی | 
امروز کلاس گودرزی تشکیل نشد

ما که از خدامونه

ولی واقعا خیلی خر تو خر شده

واقعااااا

یا علی

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم آبان 1384ساعت 16:56  توسط نیکی | 
سلام

واسه اینکه تکراری نشه میخام یه داستان واستون بزارم از یکی از دوستام تو یا هو

این بنده خدا به هر بدبختی بود یه گیم نت زد تو پیروزی ولی بهد یه هفته دزد بردش

واسه همین داستانا بود که خدا زد تو سرش بلاخره کلی خندست گناهشم گردنه خودش

راستی یادم رفت نویسندشم ممد اساسیه بخونید بخندید شخصیاتشم حقیقا

ضيافت غرب (قسمت آخر)

 

پاشم...پاشم ببينم اينجا چه خبره. با همون کفنی که تنم بود بلند شدم ولی عين ان خوردم زمين... چون دست و پام تو کفن بسته بود مجبور بودم يه لنگه ای راه برم.عين سوسيسی که داره ليله بازی ميکنه!! تازه داشت غلغش دستم ميومد که بچه ها اومدن گره کفنم رو باز کردن. راه افتادم ديدم به به! چه خبره... مثل اينکه همه بروبچه ها با مرگشون کنار اومدن و خودشون رو برای زندگی تازه تو دنيايی تازه آماده کردن!هر کدوم از بچه ها قبرشون رو با سليقه و متناسب با طبعشون دکور داده بودن... اولين قبری که به چشمم اومد قبر احمد بود که همه در و ديوارش رو با پوسترهای جیپسی کينگ و گوگوش جوات بازار کرده بود! تازه واسه گوگوش سيبيل هم کشيده بود!! خودش هم با يه زيرپيرهنی رکابی قرمز و عينک دودی نشسته بود گيتار ميزد و پول جمع ميکرد که يه قبر نقلی همون دور و برا واسه خودش جور کنه. آخه بين بچه ها شايع شده بود قبر احمد يه سرش تو طرح نوّابه بايد خراب شه!! جلوتر که ميرم قبر حامد رو ميبينم که در و ديوارش رو از عکس کشتی گيرا و بدنسازها پر کرده بود! خودش هم يه گوشه دستشو گذاشته بود رو ديوار با استخون پوسيده مرده ها دنبل ميزد. همونطور که نفس نفس ميزد گفت: چاکر حاج ممد! بفرما! يه نفسی ميگيره وادامه ميده: تو نميری هيکلم خيلی افت کرده! مسابقه ام با عباس جديدی رو ديدی؟ حيف که فيلمش گم شده واگرنه ميذاشتم صفا کنی! يه طرف قبرش هم با استخون لنگ يه بنده خدايی بارفيکس درست کرده بود! درحالی که خودش رو آماده شنا رفتن ميکرد ازش خدافظی کردم و رفتم جلوتر! چاکر داش ممد! ياعلی! دستشو مياره بالا که خدافظی کنه با صورت مياد رو زمين! لامذهب فقط هيکل گنده کرده! اندازه يه مويز عقل نداره که آخه باباجون وقتی آدم داره شنا ميره دستشو بياره بالا با صورت مياد رو زمين! جلوتر يه گودال ۴متری بود شبيه جاهايی که شهاب سنگ به زمين برخورد ميکنه! از آينه بغل و سپر عقب سيويک که از در و ديوارش آويزون بود معلومه اين قبر اميده! مولی هم يه گوشه سماور گذاشته هی چايی به خيک اميد ميبنده! اونورتر يه قبر کوچيکه که ازش صدای عارق و حباب در مياد! جلوتر که ميرم ميبينم سينا عاشقانه يه ضبط درب داغون گذاشته جلوش صداشو زياد کرده قوطی وودکا هم دستش هی يه قولوپ ميره بالا يه عارق روش ميزنه! بابا سينا اينجا ديگه بيخيال الکل! ابوعلی سينا هم اگه عقل داشت بجای اينکه يه عمر دهن خودشو صاف کنه و در به در دنبال الکل بگرده يه لوله آزمايش مياورد ميگرفت جلوت تو ميشاشيدی توش از الکل صنعتی درصد خالصيتش بيشتر بود! يه ذره جلوتر يه قبره که داره ازش دود بلند ميشه! از بالا که نگاه کردم ديدم حسی شاخ و ممد اکسل عين استيل نشستن روی سنگ توالت نشستن جلوی هم يه مشت برگ خشک ريختن وسط ممد يه استخون دست رو عمودی گذاشته رو برگها با کف دوتا دستهاش داره ميچرخوندش که آتيش روشن کنه! حسی هم سيگاری ها رو گرفته يه دستش و با اون يکی دستش دماغش رو پاک ميکنه! اکسل ميگه: اوسگول بذار يه ذره بگيره بعد فوت کن! يه اسکلت هم با يه دست واساده بالای قبر ميگه: داداش اين استخون مارو بده! ميخوايم بريم امشب عروسيمونه! داداش کارت با اين استخون ما تموم نشد؟! حسين ميگه: ااااااه چقدر غر ميزنی يه ديقه واسا روشن شه بهت ميدم ديگه ان آقا! اه آرمان تو هم يه ذره برو اونطرفتر انقدر عين زيگيل نچسب ديگه! اون طرف صدف يه جعبه ميوه گذاشته رفته بالاش يه کتاب جلدآبی قلم چی هم گرفته دستش داد ميزنه: سومی ها! ما برای شما هم برنامه داريم! از هم اکنون برای کنکور ثبت نام کنيد! فردا خيلی دير است! امونه هم واساده جلوش دستشو کرده تو جيب کفنش با صدای بلند ميخونه: درخت تو گر بار دانش بگيرد...به زير آوری چرخ نيلوفری را...اون طرف تر حميد بغچه اش رو ميذاره لبه قبر و تيریپ شاکی از قبر میپره بيرون. همونطور که راه ميرفت داد ميزنه: نميخوام آقاجون نميخوام!ولم کن! بابا دست از سرم بردار! رامتين ميگه: حالا چيزی نشده بابا رفاقت ها ارزش داره! ... حميد ميگه: من با تو هيچ رفاقتی ندارم!

برم جلو ببينم چی شده: چی شده داش حميد؟

: آقا من نميتونم با اين رامتين تو يه قبر بخوابم!

- چرا؟

: بابا اين تو خواب ميگوزه! اصلا راه نداره جون ممد! آقا من نميدونم چه گناهی کردم من رو با اين انداختن توی يه قبر؟ نيستم جون ممد...نيستم!

اونارو به حال خودشون رها ميکنم و ميرم جلوتر! مهدی اس اچ يه راهنمای همقبری(همشهری اون عالم بود) گرفته دستش و دنبال يه آگهی مناسب برای خريد کامپيوتر ميگرده! با خودش زمزمه ميکنه:از سگ پست ترم اگه تعداد پست هام رو ۶رقمی نکنم! فکر کردن اگه بميرم ديگه پست نميزنم! هه..کور خوندن!بايد يه آی اس پی خوب هم پيدا کنم که نزديک همين بهشت زهرا باشه سرعتش خوب باشه! جلوتر يه قبر صورتی ديده ميشه که از در و ديوارش قلب و عکس ماچ و بوسه آويزونه. وسط قبر امير ورحروم نشسته تمام صورتش از رژ لب پر شده! دو طرف بغلش هم ۲تا حوری نشستن با سرعت ۱۷ماچ بر ثانيه غرق بوس و ماچش کردند! انگار خدا هرچقدر تو دنيا از اين موهبت محرومش کرده اونجا بهش داده بود. يه تابلو هم زده بالا قبر تحت اين عنوان: دفتر طلاق و ازدواج کد۱۱۷!! (فراری با ضمانت ۶ماهه موجود است). به به ببين کی اومده! حاج ممد! اين طرفا؟ دختر بپر ۲تا ماچ کن آقارو خستگيش در ره! (اين جای چايی و شربت وسيله پذيراييشه!)... نه داداش قربونت مزاحم نميشم من باس برم! همسايه ديوار به ديوار قبر امير کوروشه! يه قبر بی سر و صدا و بدون تابلو! ميرم جلو ميبينم کوروش تو يه قبر تاريک نشسته و فقط نور يه مانيتور تو صورتش ميخوره و پيداست مدت هاست پای اين کامپيوتر نشسته و بلند نشده! چون ريشاش و موهاش ژوليده و بلند شده بود! گوشم رو ميبرم نزديکتر ببينم چی ميگه با خودش! آروم زمزمه ميکرد: اگه بتونم آی پی خدا رو پيدا کنم همه چی رديفه! بذار اول جبرئيل رو هک کنم!!! اه اين امام حسين هم همه اش رو هاردش فقط نوحه و سينه زنيه! پسووردش هم گذاشته يازهرا! ... مزاحمش نميشم چون خيلی سرش شلوغه! اگه اين پسوورد بهشت رو پيدا کنه همه دست همو ميگيريم ميريم بهشت صفاسيتی!... يوفو و دارک انجل هم يه سفينه غرازه دارن که بالاش يه تابلو زدن Akherat Taxi يوفا درحالی که يه لنگ رو درآورده و داره باهاش شيشه سفينه رو تميز ميکنه داد ميزنه: برزخ - بهشت دو نفر! يه نفر ميگه : آقا من سه راه عزرائيل پياده ميشم! يوفو ميگه: اتوبان اصول دين تصادف شده بسته است مجبورم از خيابون سيئات برم! شما سر حسن خلق پياده شو ۲رکعت نماز ميگيرن ميبرنت! نماز و روزه و باقی حسنات واحد پول اونجاست! خلاصه سوار ميشن و ميرن! جلوتر قبر سپهره! يه اتوبوس درب داغون هم جلوش پارکه! بهش ميگم سپهر اين اتوبوس چقدر آشناست! گفت: اين همونيه که باهاش داشتيم ميرفتيم تور وسط راه افتاد تو دره مرديم ديگه! ... آهان راس ميگه برم ببينم فندکم زير صندلياش نيفتاده! بالای قبر تابلو زده: تور سياحتی-زيارتی قم و جمکران! مشهد مقدس!امامزاده هاشم! رايگان به نيت قربة الی الله! از پذيرفتن خانم های بدحجاب معذوريم!( حرومزاده تو دنيا تور بی ناموسی ميذاشت و ته اتوبوس عرق سرو ميکرد حالا واسه ما نيکوکار شده!) سهيل و امير روتاری هم يه قبر رو کردن پايگاه بسيج! صبح تا شب ميشينن دور هم نوار حاج منصور ميذارن و های های گريه ميکنن. هر روز هم با سيگارت و لوله خودکار و ماش و قايق و موشک کاغذی مانور نظامی ميدن!. نيما توپک هم يه بساط کپی سی دی راه انداخته و روزی ۱۰ تا سی دی پچ فيفا ۲۰۰۳ ميفروشه! خانمش هم يه مهدکودک کوچيک درست کرده و صبح تا شب پستونک تو حلقوم بچه مردم ميچپونه و خودش با عروسکاشون بازی ميکنه!قبر بعدی مال فرشاد زلزله و هالی مارياست! تا فرشاد منو ميبينه سلام عليک و ماچ و بوسه راه ميندازه! مثل هميشه تمام لپ من خيس ميشه! دستشو ميذاره رو شونه ام و در حالی که نيشش تا کمرش بازه ميگه: محمد جون! بيا ۴تا پنالتی به ما بزن از وقتی مردم تا حالا يه تمرين هم نداشتم! گفتم: بابا کوتاه بيا تو توی دنيا که هيچ گهی نشدی حالا ميخوای اينجا مثلا دروازه بان ثابت عزرائيل يونايتد بشی؟ خلاصه خيلی اصرار کرد مام رفتيم يه کله اسکلت پيدا کرديم کاشتيم دو زار هم فوتبال بارمون نيست که. هيچی رفتيم عقب و اومديم جلو و زارت زدم تو کله! آقا چشمتون روز بد نبينه انگشت شست پامون تا دسته رفت تو سوراخ دماغ اسکلته! اونور ديدم فرشاد زلزله شيرجه زده و واسه خودش خوشحاله که گل نخورده! حالا مگه اين کله در مياد؟ يهو ديدم يه يارو امده جلوم کله نداره هی با دست و پا ايما و اشاره ميکنه! ميگم: چی ميگی؟ هی با دستش يه چيز گرد ميسازه بعد اشاره ميکنه به پام! آهان گرفتم... اين که پام رفته توش کله اين بنده خداست! آقا شرمنده شست ما رفت تو دماغتون. عيب نداره يه ذره سربالا ميشه کلاس هم داره! با کمک صاحاب کله از پامون درش آورديم! يارو کله اش رو گذاشت سر جاش گفت پيف پيف! آخه پام خيلی بو ميداد يه ربع هم تو دماغ يارو بود خوب حق داره بنده خدا! اونور فرشاد زلزله هالی ماريا رو گذاشته بود رو سرش ميدويد جيغ ميزد: يوهووووو پنالتی گرفتم!! اينم از اين. بابک تايگر هم عين اينا که پشت شهرداری که با موتور عکس ميندازن ميبرن دهاتشون حال ميکنن يه گوشه يه موتور وسپا گذاشته نکير و منکر و اين فرشته جواتا ميومدن عکس ميگرفتن حال ميکردن! يه تابلو هم زده بود : عکس نيمرخ شيطان رسيد! جلوتر نارسی و حنان و دنيا و عسلی دور هم جمع شدن همه با چادر و دو لايه پوشيه و حجاب کامل نشستن هر روز سفره ام البنين پهن ميکنن! ميبينی توروخدا! قبل از اينکه بميرن با مينی ژوپ و تاپ تو خيابونای دبی راه ميرفتن هان حالا اسطوره حجاب شدن! مجيک ۱۴ هم يه فرشته هم قد احمد پيدا کرده گذاشتتش يه گوشه و بهش گفته دستش رو حلقه کنه! هی زارت و زورت استخون ميندازه تو حلقه بسکتبال يارو! از اونجايی که از اول هم بسکتبال اين مجيکه خوب نبود تمام چشم و چال فرشته بدبخت کبود شده بود! کوروش روسز و شاهد هم تو قبرشون يه لابراتوار مشترک درست کرده بودن برای تحقيق و تحصيل در مورد فحش و ناسزا! آخرين کشف هاشون هم اينا بود: آبجی متجوز(يعنی کسی که به آبجيش تجاوز شده) ،مادر چايی شيرين(اين مثل اينکه از اون فحش معروف که مادرشون رو با يک نوشيدنی گرم بنام قهوه تشابه ميدن هم بدتره!) ، پدر X (يعنی کسی که پدرش ايکسه! اگه رياضی يک پاس کرده باشيد ميدونيد ايکس معروفترين مجهول رياضيه!) ، خواهر آبنبات!( يعنی همون رفتاری که بچه ها با آبنبات ميکنن با خواهر طرف ميکنن!) و هزاران فحش ديگه که روم به ديوار مو به تن آدم سيخ ميکنه! قراره ديکشنريشون به زودی بعد از تاييد توسط مهيار بره زير چاپ!برگشتم تو قبر خودم و نشستم يه گوشه به تماشای بچه ها تا فردا يه سر و سامونی به قبر خودم بدم! هنوز درست جا نيفتاده بودم که يه نفر با کفش کوه و يخ شکن از رو صورتم رد شد! اين ممد کوهنورد گوسفنده که بهش ياد ندادن از رو قبر مردم رد نشه! اگه خاطرتون باشه روزی که ميخواستيم بريم تور کوهی رو پيچونديم. حالا هم خير سرش مثلا اومده بود سر قبرمون که فاتحه بخونه ولی داشت زير لب متاليکا ميخوند!

وضعيت زندگی بچه ها تو عالم برزخ به همين منوال که عرض کردم گذشت و گذشت تا روزی که همه انتظارش رو ميکشيديم...

تا اونجايی که ما شنيده بوديم روز قيامت يه فرشته به اسم اسرافيل فوت ميکنه تو شیپورش هر موجود زنده ای تو دنيا باشه ميميره و چندتا اتفاق بزرگ ديگه ميفته بعد يه نفس ميگيره و دوباره فوت ميکنه تو شیپورش همه از گور بلند ميشن و ميرن صحرای محشر! آقا ما هرچی واساديم .. نشستيم ... خوابيديم ... هی گوشمونو تيز کرديم که اين صدای شیپور معروف رو بشنويم خبری نشد.فريتی ميگفت : من شنيدم وقتی قيامت شه کوه ها فروميريزن! فکر کن الآن ممد کوهنورد تو کوه باشه آی ميخنديم! خلاصه حوصله مون سر رفت و چند نفری راه افتاديم ببينيم اين داش اسرافيلمون چرا شیپورشو به صدا در نمياره! نکنه بنده خدا سرما خورده گلوش درد ميکنه... يا شیپورش رو يکی پيچونده که قيامت نشه... از کنار يه تپه که رد شديم ديديم يه فرشته گردن کلفت شبيه قهرمان مسابقه قويترين مردان ايران واساده و يه شیپور دستشه هرچی زور ميزنه و فوت ميکنه تو شیپوره بيشتر از صدای ناله گرگ ماده ازش درنمياد! يهو ديدم تدی دستشو گذاشت رو کمرش رو به اسرافيل گفت: آخه داداش من تو که بلد نيستی واسه چی اون شیپورو ميگيری دستت؟ اسرافيله شاکی شد گفت: آخه جوجه فنچ! من ننه ام اومده جلو چشمم از بس زور زدم تو اين صدای گوز هم از توش در نيومد توی بندانگشتی ميخوای صداشو درآری؟ تدی گفت: من يه عمر تو لبنان همه بازی های تيم ملی رو رفتم استاديوم و شیپور زدم! تازه جايگاه هم بودم. تو تا حالا رفتی استاديوم؟ بده من بابا بچه سوسول! شیپورو از دست اسرافيل قاپيد يه تيریپ عشوه هم اومد بعد دهنی شیپور رو با آستينش از تف پاک کرد و گذاشت جلو دهنش! آقا چشمتون روز بد نبينه همچين صدای گوشخراشی از تو شیپوره زد بيرون که ۲ مرحله پشت سر هم انجام شد ديگه احتياج به شیپور بعدی نبود. با صدای شیپور مرده ها از تو گورشون اومدن بيرون و راه افتادن سمت صحرای محشر. يه ذره که گذشت متوجه شدم بين آدمايی که حرکت ميکنن يه سری لخت مادرزادن. يادم افتاد تو کتاب دينی راهنمايی حديث داشتيم که هرکس تو دنيا در حد تواناييش از کمک به فقير فقرای اطرافش که شرايط کمک دارن دريغ کنه روز قيامت هم خدا از پوشوندن بدنش خودداری ميکنه! اين قانون هيچ فايده ای که نداشت لااقل باعث شد ببينيم مثلا چيز جرج بوش چه شکليه! ما اگه ميدونستيم اينجا بريتنی و کريستينا و سوزان روشن رو بصورت پخش مستقيم لخت پتی ميبينيم عمرا تو دنيا انقدر اکانت اينترنت صرف گشتن تو سايت های بی تربيتی نميکرديم! ما هم دنبال باقی مردم راه افتاديم. يه ذره جلوتر که رفتيم يه فرشته خوشتیپ و باابهت واساده بود يه گوشه تکيه داده بود به ديوار داشت زير ناخنش رو تميز ميکرد! برگشت به احسان گفت: بيا اينجا بينم! احسان گفت حاجی به نظرت اين عزرائيله با ما چيکار داره؟ رفت جلو سلام عليک کرد گفت حاج عزرائيل شما جون مارو گرفتی هان ديگه چی ميخوای از جونمون؟ عزرائيل گفت : بينم! بچه کجايی تو؟ بچه اصفهان نيستی؟ احسان با تعجب گفت: چرا! ولی شما از کجا فهميدی؟ عزرائيل رو کرد به من گفت: لامذهب مگه جون ميداد؟ از اونجا که خيلی سخت جون داد فهميدم مال اصفهانه! چون بروبچه ها اونجا اگه بتونن پول آدامس خرسيشون رو هم توی ۵ تا قسط ميدن! مشغول گپ زدن بوديم که يهو زمين زير پامون لرزيد و هوا ابری شد و صدای رعد و برق اومد. خوب شد پارک لاله قرار فوتبال نذاشته بوديم! عزرائيل رنگش پريد گفت: اوه خدا اومد! من برم که اگه ببينه بيکارم دهنم صافه! يهو جلوی پای اولين رديف مردم زمين شکاف برداشت و دهن باز کرد! همه وحشت کرده بودن و جيغ ميزدن! وقتی شکاف کاملا باز شد حامد رفت يه نگاه کنه ببينه پايين چه خبره. تا سرش رو برد جلو از ترس پريد تو بغل شقايق! مرتيکه خرس گنده عين بچه ۲ ساله مامان مامان ميکرد! البته حق هم داشت اون پايين يه قسمتی از جهنم بود که ازش شعله های آتيش ميزد بالا! يه حوضچه هم وسطش بود که يه مشت تمساح گدا گشنه انداخته بودن توش که تو عمرشون همه اش فلافل خورده بودن و اولين بار بود که بوی گوشت به دماغشون ميخورد. يعنی منتظر بودن يه نفر فقط بيفته پايين تا استخوناش رو خلال دندون کنن! يه سری موجود بيريخت هم واساده بودن که گوشاشون عين الاغ دراز بود کله شون کچل با يه شکم گنده و يدونه از اين نيزه ۳ سره ها هم دستشون بود. همونا که شکل چنگاله ولی خيلی گنده تر! يعنی اگه ميفتادی پايين تا دسته ميرفت تو ماتحتت! تا اومديم به خودمون بجنبيم ديديم اميد نيست! يهو ديدم از اونور شکاف با مولی تو يه پرايد سفيد دارن واسه مون دست تکون ميدن! اين حرومزاده هميشه کوچه پس کوچه ها و راه های مخفی رو خوب بلد بود. مثل اينکه از يه راهی خودشو رسونده اونور! ملت هی سعی ميکردن از روی پل باريک صراط رد شدن ولی خيلياشون عين پشکل ميفتادن پايين. يهو ديدم يه نفر از عقب دويد و عين گربه پريد اونور شکاف! اين يارو جکی جان بود! نه اينجوری نميشه! يه ذره فکر کردم ديدم مثلا صدف و صليب و خودم و ۴تا لاغر مردنی ديگه رو ميشه يه جوری پرت کرد اونور که اميد بگيردشون ولی حامد رو بايد با منجنيق عصر هخوامنشی پرت کرد اونور! يه فکری به ذهنم رسيد. احمد رو صدا کردم گفتم بيا اينجا واسه ات قليون دوسيب چاق کردم! .. تا بهم نزديک شد يه جفت پا گرفتم زير پاش افتاد. ولی چون قدش همچين يه ذره غير استاندارد درازه نيفتاد پايين و تونست دستشو برسونه به اونور شکاف! خلاصه احمد رو پل کرديم و همه از روش رد شديم! حيوونی وقتی حامد از روش رد ميشد عين گراز باردار زوزه ميکشيد! تا آخرين نفرمون از پل صراط رد شديم و راه افتاديم که بريم ديديم احمد بدبخت مونده رو شکاف و داره جيغ ميزنه که منم ببريد اين تمساحه داره میپره بالا زير نافمو گاز بگيره!کمک کرديم احمد رو هم کشيديم بالا و همگی راه افتاديم به سمت دادگاه آخرت! رسيديم يه جا که يه صف طول و دراز داشت از صف جمعه سينما عصرجديد هم خفن تر! گويا نفر دوم صف از فاميلای دور اميد اينا دراومد. خلاصه مام رفتيم واساديم پشت سرش و به بقيه پشت سريا گفتيم ما اينجا نوبت داشتيم رفته بوديم ناهار بخوريم!!! خلاصه دونه دونه نوبت بچه ها ميشد و ميرفتن بالا سکو. جلوشون يه ترازوی گنده گذاشته بودن و فرشته ها ميومدن رو يه کفه خوبی ها رو ميريختن رو يه کفه هم بدی ها! برای حفظ آبروی بچه ها نميگم مثلا کفه گناه های سپهر انقدر سنگين بود که ترازو چپ شد افتاد رو پای فرشته که حساب کتاب ميکرد! هرکس هم اعتراض ميکرد روی يه پرده سينمايی مختصر فيلم زندگيش رو پخش ميکردن که جای حاشا باقی نمونه!وقتی فيلم زندگی مهيار و حامد رو گذاشتن احساس کردم دارم فيلم سکسی ميبينم. خلاصه اش اينجوری بود: شنبه:سکس يکشنبه:سکس ۲شنبه:سکس ... صبحانه - سکس ناهار سکس - سکس - سکس ... اوقات فراغت : خواندن کتاب (حتی الامکان سکسی)... فيلم زندگی امير ورحروم و ليليانو و صليب هم شبيه فيلم های آموزشی گزينه ۲ بود! بس که خرخونن اينا.سرتون رو درد نيارم غير از چند نفرمون که با تبصره و تک ماده و دستمال يزدی بهشتی شدن باقيمون لااقل بايد يه مدت ميرفتيم جهنم سيخ داغ تومون قرو ميکردن! حتی وضع بعضيامون جوری بود که ميخواستن ۳ دنگ جهنم رو برامون سند بزنن! هيچی با اسکورت ۴تا جونور کج و کوله فرستادنمون دم در جهنم! همين که رسيديم جلو در ديدم دربونه پريد جلو گفت: بـــــــــه! آقا مهيار! چه عجب اينطرفا! بفرما تو دم در بده! آخه نيس اين مهياره شيطانه وقتی رفت تو همه جهنم ميشناختنش و کلی تحويلش گرفتن! از همون لای در معلوم بود تو چه خبره! وقتی حواس مامورا پرت ميشد جهنمی ها سريع سوسيس و ککتل پنير ميگرفتن رو آتيش و قليون رو رو به راه ميکردن. يه گوشه هم يه بابايی رفته بود نشسته بود توی ديگ زيرش هم آتيش روشن بود داشت توی آب، سيب زمينی و هويج پوست ميکند! مثل اينکه داشتن باهاش سوپ درست ميکردن! يه سری وسايل شکنجه عجيب غريب هم اونجا بود! مثلا يه شيشه تيغ تيغی بود که پشتش عکس يه جنس لطيف بود..اينو احتمالا واسه امير ورحروم ساخته بودن که هی بدوه خودشو برسونه به عکسه با صورت بره تو تيغا! يه اتاقک کوچيک معمولی هم بود که فکر کنم واسه احمد ساخته بودن چون اگه ۲-۳ ساعت اون تو ميموند و مجبور بود از کمر خم باشه تا جاش بشه از ۱۰۰ تا شکنجه براش بدتر بود! يه سری کارت دانشجويی هم آويزون کرده بودن روی آتيش! فکر کنم برای صدف و ليليانو و بقيه کنکوريا بود که شکنجه شون بدن! يه نون بربری سوخته هم گذاشته بودن برای عذاب روحی ترک هايی مثل سپهر و سميرا ۱۸ !! يه اتاق گرد هم بود که فکر کنم واسه اين بود که به حامد بگن برو بشين يه گوشه و چون اتاق گرد گوشه نداره شکنجه میشه!يه استخر سس سفيد هم ساخته بودن با استريو بغلش که صدای منصور رو پخش ميکردن! اين هم احتمالا برای شکنجه من بوده! مشغول ديد زدن بوديم که اومدن با خشونت سپهر رو بردن و يه سيخ گداخته فرو کردن توش! سپهر داد زد گفت : با مدير قرارهای عمومی اينجوری برخورد ميکنن؟ ... وای الآنه که نوبت ما بشه هيچ کاری هم از دستم برنمياد! يهو ديدم از گوشه ديوار يه فرشته داره اشاره ميکنه! از مسئول جهنم به بهونه مشکل شرعی اجازه گرفتم برم دسشويی ولی رفتم پيش فرشته ببينم چی ميگه! گفت: من حاضرم با خدا صحبت کنم از اين گناهاتون بگذره يه سره بفرسدتون بهشت ولی شرط داره! گفتم : چه شرطی؟ گفت : من رو بکنيد سوپرمدريتور ضيافت!!! گفتم: بابا تو از رامونا هم خوره تری! گفت چی؟ گفتم: هيچی بابا گفتم راه ميای ميخوری! اين يه ضرب المثل چينيه! يعنی قبوله! ... خلاصه با کمک اين يارو فرشته از جهنم خلاص شديم و فرستادنمون بهشت بدون اينکه خسارتی غير از داغ شدن ماتحت سپهر بديم! اونم هر نيم ساعت يه بار يخ ميذاشت روش تا خوب شه!دم در بهشت برای محکم کاری نفری يدونه فرغون گرفتيم دستمون و گفتيم مفقودالاثر آورديم تا راهمون دادن! از اون به بعد هم تو بهشت بهمون بد نميگذشت. ميخورديم و ميخوابيديم و از لذات معنوی استفاده ميکرديم!! خلاصه اين ضيافت هم هيچی که نداشت لااقل باعث شد همه مون سر از بهشت درآريم...

ميگم حالا اين داستان تموم شد و رفت تکليف من بدبخت چيه که پس فردا افتادم مردم با اين همه دری وری که بار اين نکير و منکر و بقيه کردم با چه رويی تو صورتشون نگاه کنم؟! خدا شب اول قبرمونو به خير کنه...سربلند باشيد

(پايان)

راستی نظر یادتون نره

یا علی

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم آبان 1384ساعت 22:21  توسط نیکی | 
راستی یه تشکر هم دارم از یکی از بچه های  خوب که ورودی جدیده و باعث شد استارت اینجا رو بزنم

قربونش برم

راستی در مورد کافی نت ها هم خدایش پاسارگاد از همه بهتر با مشتریا میسازه

راستی نماز روزه هاتون قبول البته اگه هستید؟

ایول فردا دیجیتالم تعطیله

کاشکی حداقل این گودرزیه خوب از آب دراد البته اخباره خوبی از رابطشون با دکتر حمیدی به گوش نمیرسه

خدا کنه این دفعه دیگه دانشجو ضرر نکنه

راستی به دانشجویانه مدار۲ استاد اندامی هم توصیه میکنم یا ویلیام هیتو بیارن خونه یا بیخیال

نظر یادتون نره یا علی

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم آبان 1384ساعت 22:20  توسط نیکی | 
دوباره سلام

خوبید بچه ها حال میکنید چقد زود آپ لود کردم

میگم رو دست دکتر حمیدی استاد نیست شما میگید هست؟

تو  همه حال با دانشجو راه میاد به قول خودش حال میده

به هر حال ما مخلص استادایه با معرفتیم یادم باشه یه نظر سنجی واسه استادایه برق بزارم

نظر یادتون نره

فعلا یا علی

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم آبان 1384ساعت 21:57  توسط نیکی | 
سلام

بچه ها جریان این نگهبانی جدید چیه؟

میگن واسه خواهراست اه وا خواهر

تازه به نقل از یه منبع موثق : یک دستگاه مادون قرمز میارن که دیگه همه جاتو نو بگردن

که دیگه از آوردن وسایلی از قبیل قلیان میوه ای( یکی از خانما که الان متاهل تشریف دارن  ۳ ترم قبل آورده بودن)و پنجه بکس و ..... اجتناب کنند

به قول یکی از استادا اینا که ۲ دقیقه دیگه میخان دوباره بشینن پیشه هم اینجا چرا جداشون میکنن الله علم

نظر یادتون نره

یا علی

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم آبان 1384ساعت 21:57  توسط نیکی | 
سلام به همه ی بچه های دانشگاه مخصصوصا بچه های برق  خوبید؟

خدمتتون عارضم از امروز میخام نوشتن این وب لاگو شروع کنم

میخام از همه چی بنویسم از خوبی و بدی استادا و خودمون

بالاخره این جا ماله خودتونه

منتظر نظراتونم

نظراتون بهم دل گرمی میده

دوستتون دارم

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم آبان 1384ساعت 21:35  توسط نیکی | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو


درباره وبلاگ
این وبلاگ متعلق به هیچ گروهی نیست و فقط برای دل خودم می نویسم

پیوندهای روزانه
دورود(اسفندیار خدایی)
مرد پیر
وبلاگ جوان
nadiasun
دورود دات کام
عشق پاک
انجمن معدن دانشگاه آزاد تهران جنوب
mathboys
دانشگاه آزاد کرمانشاه
دانشگاه آزاد واحد تهران جنوب
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
آذر 1386
مهر 1386
مرداد 1386
فروردین 1386
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384

 

 

آرشیو موضوعی
طنز
داستان
وقایع
عمومی
موسیقی
تبلیغ
جک
حاشیه سینما و موسیقی روز دنیا
برنامه امتحانات
مقاله
پاسخ به نظرات شما
کتاب
سیاسی
داستانک
پروکسی
نامه های عاشقانه نیما

 

نویسندگان
نیکی
dww
فایر
kidnap
صبا
شیوا
st2
fofo-music
پیوندها
دانشگاه آزاد قزوین
پارسوماش
غزل قصه آدمکها
پیش بینی لیگ برتر
فوفو موزیک
آموزشکده فنی و مهندسی واحد سما سبزوار
کوهنورد
چتر خیس
اخرین اخبار و مقالات برق به همراه دیکشنری تخصصی
سو وشون
خانه بختیاری
چشمان سبز اجایر
دانلودجدیدترین فیلمها ,آهنگها,بازیها
دانلود نرم افزار کاملا رایگان
یک لر بلاگ
دانشگاه صنعتی شیراز
مهربون ترین دختر دنیا
دانشگاه آزاد شبستر
دانشگاه آزاد ابهر
تیم فنی و مهندسی آناهیت
منشور عشق بازی
دانشگاه آزاد نقده
دانشگاه آزاد تاکستان
آقا مهدی(بچه خرم آباد)
خاطرات یک پرنسس
دانشگاه آزاد واحد چالوس ونوشهر
یک کلام ختم کلام عشق منی
عکسها و اخبار ورزش لرستان
آقا محمد(بچه دورود ) نرم افزار
عکسهای هنرمندان

 

 

 





Powered by WebGozar

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب
صالح